حمد الله مستوفي قزويني

173

تاريخ گزيده

را بخواند و گفت راضى هستيد بخلافت خليفه‌اى كه شما را معين كنم و الله كه از خويشان خود كسى را معين نمىكنم ؟ صحابه گفتند بهر چه تو كنى ما راضييم . پس عمر را بخواند و خلافت به دو داد و نصيحتهاى نافع كرد و گفت : « ايها الناس قد استخلفت عليكم من بعدى عمر . فان يعدل ، فذاك ظنى و رجائى فيه و ان جاز فما اردت الا الخير و ما يعلم الغير الا الله و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون [ 1 ] » ابو بكر [ صديق [ 2 ] ] رضى الله عنه ، روز دوشنبه بيست و دوم جمادى الاخر سنهء ثلاث عشر هجرى متوفى شد . زنش اسماء بنت عميس او را غسل داد . اول زنى كه در اسلام شوهر را شست اوست . عمر رضى الله عنه در مسجد رسول ( ص ) ميان منبر و محراب برو نماز كرد و عمر و عثمان و عبد الرحمن بن ابو بكر رضى الله عنهم او را در پهلوى پيغمبر ( ص ) دفن كردند . مدت عمرش شصت و سه سال بود و مدت خلافتش دو سال و سه [ 3 ] ماه و هفت روز . او را هر سال شش هزار درم از بيت المال نفقه معين كرده بودند . او را در اين مدت سيزده هزار و ششصد و پنجاه درم تصرف مىبايست كردن ، اما هشت هزار تصرف كرده بود و از آن جمله هفتصد [ 4 ] درم موجود بود . عمر رضى الله عنه بفرمود تا با بيت المال [ بردند ] [ 5 ] و بوارثان نداد . ابو بكر رضى الله عنه در زمان خلافت ، برادران پدرى را از ميراث بيفكند و بجد داد و دو نوبت حج كرد و اوراق وحى هر كه نوشته بود بستد و در خريطه‌اى نهاد و سر به مهر كرد و به حفصة حرم رسول الله سپرد و بروايتى گويند ابو بكر رضى الله عنه خود برين صورت جمع كرد و عثمان رضى الله عنه [ با بياض برد ] . [ 6 ] ابو بكر را سه پسر بود . اول عبد الله . مادرش از قبيلهء بنى عامر بود و اسماء ذات النطاقين [ 7 ] نيز ازو بود ، و او به حال حيات پدر در گذشت . او را نسل نيست .

--> [ 1 ] - قرآن ، سورة الشعراء 228 [ 2 ] - فقط در ، م [ 3 ] - م : دو ماه [ 4 ] - ر . هشتصد [ 5 ] - م : ضم كردند - ب : به بيت المال دادند [ 6 ] - ف ، ر ، ب : بياض كرد . [ 7 ] - مادر عبد الله بن زبير كه زنى شير دل بود