حمد الله مستوفي قزويني

152

تاريخ گزيده

ديگر در ماه جمادى الاولى ، لشكر روم قصد اسلام كردند ، زيد بن حارثه را با سه هزار مرد بجنگ روميان فرستاد و فرمود اگر زيد شهيد شد ، جعفر بن ابو طالب امير باشد و اگر او نيز شهيد شود ، عبد الله رواحه امير باشد [ و اگر او نيز شهيد شود ، خالد بن وليد امير گردد . ] [ 1 ] هر گاه كه رسول ( ص ) چنين فرمودى ، آن كسان البته شهيد شدندى . برفتند و در مؤته شام جنگ كردند . زيد بن حارثه و جعفر بن ابو طالب ( ع ) هر دو در آن جنگ شهيد شدند و عبد الله رواحه [ 2 ] [ 3 ] امير شد و منهزم باز آمدند . ديگر در ماه رمضان ، عزيمت استخلاص مكه فرموده جهت آنكه مكيان مخالفت عهد كرده بودند و با دشمنان خزاعيان كه زينهارى بنى هاشم بودند ، متفق گشته و زيادت جنگى نرفته ، شهر مسخر گشت و تمامت اهل مكه مطيع و منقاد شدند . پيغمبر ( ص ) كعبهء معظم را [ 4 ] از بتان پاك گردانيد و بر درگاه مكه ايستاده گفت : اى اهل مكه چگوئيد ؟ سزا و مكافات كردار شما چگونه كنم ؟ . سهيل بن عمرو گفت : در خور ما با ما مكن ، در خور خود كن تا مردم باز گويند كه نيكو نهادى بلند همت پاك نژادى را حق تعالى از خلق اولين و آخرين برگزيد . اقربا و هم شهريان او با او مخالفت كردند و او را در مقام [ او ] [ 5 ] نگذاشتند و برو خواريها و جفاها كردند و به قصد جانش برخاستند تا ناچار غربت اختيار كرد . خداى تعالى او را به بيگانگان نصرت داد و بر آن قوم پيروز كرد و او چنان كه بزرگى او سزيد ، با پيران و جوانان بآزرم زندگانى كرد و با زنان و كودكان شفقت و مهربانى نمود و در مكافات بدى كردار ايشان نيكى فرمود . پيغمبر ( ص ) برين سخن رقت آورد و جرم اهل مكه ببخشود . آن روز بو سفيان را مكرم داشت و فرمود : « من تعلق باستار الكعبه فهو آمن و من دخل دار ابى سفيان فهو آمن . بعد از آن بر ظاهر مكه نزول فرمود . اهل مكه فوج فوج مىآمدند و مسلمان

--> [ 1 ] - بدين صورت تنها در نسخهء ف و ب آمده . در نسخ ك ، ر ، قسمت مربوط به عبد الله رواحه نيست . در نسخه ق ، م ، اسم خاله بن وليد نيامده ولى اصح آن است كه زيد و جعفر و عبد الله هر سه بقتل رسيدند و خالد سپاه را برگرداند [ 2 ] - ر : زيد بن حارثه و جعفر بن ابى طالب و عبد الله بن رواحه [ 3 ] - ف ، ك ، ر : خالد [ 4 ] - ك ، م : محترم - ر : معظمهء [ 5 ] - نسخ : خود