حمد الله مستوفي قزويني
147
تاريخ گزيده
ليكن نعيم بن مسعود ثقفى ، [ 1 ] باشارت رسول ( ع ) حيلت كرد تا اعراب و جهودان بنى قريظه در حق همديگر ، بد ظن [ 2 ] شدند و حق تعالى باد و گردى عظيم بفرستاد و خوف در دل كفار نهاد تا روى بهزيمت آوردند و مسلمانان از شر ايشان [ ايمن شدند ] [ 3 ] و درين جنگ مرتضى على عليه السلام با عمرو بن عبد ود [ 4 ] كه سر آمد پهلوانان عرب بود ، جنگ كرد و او را بكشت و اين حرب از معظمات حروب اوست [ 5 ] . ديگر در ماه ذى القعده پيغمبر ( ص ) بجنگ جهودان بنى قريظه رفت و ايشان را محصور كرد . جهودان به شرط آنكه چنان كه سعد معاذ مصلحت بيند ، پيغمبر ( ص ) با ايشان بتقديم رساند ، بيرون آمدند . سعد معاذ مصلحت چنان ديد كه مردانشان را بكشند و زن و بچه و خواسته ، غنيمت آرند . پيغمبر ( ص ) از صواب ديد سعد تجاوز نفرمود و [ همان با ايشان بتقديم رسانيد ] [ 6 ] در سال ششم يكين شش صحابه ، بجنگ بنى لحيان رفت . كافران جنگ ناكرده بگريختند پيغمبر ( ص ) با مدينه مراجعت فرمود . در ماه شعبان بغزو بنى المصطلق رفت و مظفر شد . خواسته و بردهء بسيار غنيمت كرد . درين غزو ، عايشه [ رضي الله عنها ] [ 7 ] را با صفوان متهم كردند و حمنه خواهر زينب [ 8 ] بنت جحش حرم رسول و حسان ثابت و مسطح بن اثاثه غلام ابى بكر [ صديق ، رضي الله عنه ] [ 9 ] ، تصديق قول منافقان كردند . پيغمبر ( ص ) متردد شد . در كار او با مرتضى على [ عليه السلام ] [ 10 ] مشورت كرد . على گفت زنان [ نيكو روى ] [ 11 ] بسيارند . اگر در و شكى دارى ، او را رها كن ، ديگرى را بخواه . بدين سخن عايشه را با على
--> [ 1 ] - ب ، ك ، ق ، ف : عروة بن مسعود ثقفى - در نسخهء ر مثل تاريخ طبرى : نعيم بن مسعود اشجعى آمده . [ 2 ] - م : بد گمان [ 3 ] - م : برستند [ 4 ] - ب ، ق ، ف : عمرو عنتر [ 5 ] - م ، ف ، ر ، ق : است [ 6 ] - فقط در ، م [ 7 ] - فقط در ، ق ، ب [ 8 ] - ق : ف زينب . . [ 9 ] - در ، ف ، ر نيست [ 10 ] - ب : على كرم الله وجهه - ف ، ر : ندارد - ق : بجاى « عليه السلام » اصل ، پس از تراشيدن « رضي الله عنه » نوشتهاند . ازين پس همان نسخه ق را متن قرار مىدهيم و براى احتراز از تكرار ، بدين نكته ديگر نمىپردازيم [ 11 ] - م ، ك ، ر : نيكو