حمد الله مستوفي قزويني
136
تاريخ گزيده
و با خديجه باز گفت . خديجه را عمزادهاى بود ، نامش ورقة بن نوفل [ اسد بن عبد العزى ] [ 1 ] در مكه از و عالمترى نبود و دين عيسى ع داشت . خديجه ازو احوال جبرئيل پرسيد . گفت [ رسول خدا پيش پيغمبران جبرئيل باشد ] [ 2 ] و در كتب اوائل مسطور است كه درين عهد پيغمبرى باشد كه رسالت برو ختم گردد و اكابر پيشين از كار او بشارتها دادهاند از جمله ملك حارث الرائش ، اول ملوك حمير گفته . و يملك بعد هم رجل عظيم * نبى لا يرخص فى الحرام يسمى احمد يا ليت انى * اعمر بعد مخرجه بعام اكنون اگر او را امر [ 3 ] دعوت فرمودهاند ، ايمان آوردن به دو واجب باشد . خديجه گفت از دعوت سخن نگفت . و به خانه پيغمبر را عليه السلام ، سرما در وجود مبارك اثر كرده بود و جامه بسر در كشيده جبرئيل آمد و آيت « * ( يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ 73 : 1 ) * [ 4 ] » بياورد و امر دعوت فرمود . خديجه در حال به دو ايمان آورد . پيغمبر و خديجه و جبرئيل عليهم - السلام بهم نماز گزاردند [ 5 ] . وقت پيشين بود . بعد از زمانى مرتضى على رضى الله عنه مسلمان شد و او در آن وقت يازده ساله بود . باز نماز كردند ، وقت عصر بود . جبرئيل ع غيبت كرد . پس ازين ، زيد بن حارثه مولى رسول الله مسلمان شد . باز نماز كردند ، وقت شام بود . [ پيغمبر را صلى الله عليه و سلم ، دل باسلام زنى و كودكى و غلامى خرسند نبود ] [ 6 ] بشبگير [ 7 ] امير المؤمنين ابو بكر [ رضي الله عنه ] [ 8 ] مسلمان شد . پيغمبر ( ص ) با سلام هيچكس چنان خرم نشد كه با سلام صديق رضي الله عنه . اول كسى كه از مردان مسلمان شد ، ابو بكر است و از زنان خديجه و از كودكان مرتضى على و از بندگان زيد بن حارثه . بسخن ابو بكر رضي الله عنه بعضى از اكابر ايمان آوردند ، چون : عثمان بن عفان و طلحه و زبير
--> [ 1 ] - فقط در ، ف [ 2 ] - م ، ك ، ب : او رسول خداست ، پيشرو پيغمبران باشد - ر : . . او رسول خداست ، پيش رو پيغامى مىآيد . ف : رسول خداست پيش پيغمبران . [ 3 ] - م : الزام [ 4 ] - قرآن ، سورة المزمل 1 [ 5 ] - ق ، ب ، ف : كردند [ 6 ] - م : [ پيغمبر ص دل باسلام . . . خشنود نمىكرد ] - ر ، ف ك : . . . نمىشد [ 7 ] - ق : شبهنگام [ 8 ] - ف ، ر ، ندارد - ك : صديق