حمد الله مستوفي قزويني
109
تاريخ گزيده
كرد و برهان دعوى او آن بود كه ادوار بزرگ و كوچك و خطهاى دراز و كوتاه بكشيدى چنان كه چون به پر كار و مسطر احتياط رفتى ، تفاوت نبودى و صورت ربع مسكون و سه ربع غير مسكون [ بر گوئى ] [ 1 ] چند بيضه بنگاشته بود ، چنان كه تمامت شهرها و درياها و كوهها و رودها از آن معلوم مىشد و پيراهنى نيز ساخته بود چنان كه چون بپوشيدى مرئى بودى و چون از تن [ بر كندى ] [ 2 ] نامرئى . اما در مناظرهء با علماء دروغ زن شد . شاپور او را هلاك كرد و بعضى مورخان گويند : مانى در زمان اردشير بود و حمزهء اصفهانى آورده كه بعهد بهرام اول بود . مردى آذر باد نام ، هم بعهد او بآذربايجان ، دعوى پيغمبرى كرد . اهل آن ولايت متابع او شدند . گويند آذربايجان [ 3 ] به دو باز مىخوانند . شاپور او را بگرفت . بعضى فلزات بر سينهء او گداخت . ضرر به دو نرسيد . مردم در حق معتقد شدند . او مردم را بناشايست تحريض داد و اباحت كرد . آن فلزات [ تبرك را ] [ 4 ] ، در خانهء پادشاهان بودى . هارون الرشيد ، آن را براحتى ساخت . از آثار شاپور ، [ شارستان ] [ 5 ] قزوين كه اكنون محلتى است از آن و مسقط رأس و مقام و مولد و منشأ مؤلف اين كتاب است و شهر مداين و تجديد عمارت انبار و شادروان شوشتر و بزرج شاپور [ 6 ] كه اكنون آن عكبرا خوانند و خوره شاپور كه آن را سوس گويند و چند شهر در سجستان و هند بساخت . مدت [ عمر او و پادشاهى ] [ 7 ] او هفتاد و دو سال . اردشير برادر شاپور ذو الاكتاف بود از مادر . چون پسر شاپور كوچك بود ، پادشاهى
--> [ 1 ] - ك ، ر : كوهى - ب ، ف : كرهء [ 2 ] - ب ، ف : بيرون كردى - ر : چون بپوشيدى نامرئى بودى و چون بر كندى مرئى . [ 3 ] - ب : آذربيجان [ 4 ] - ف : تبرك - ك : متبرك . در اينجا « را » به معناى « براى » و « به جهت » است . [ 5 ] - ب ، ر ، ك ، ف : شهرستان . [ 6 ] - طبرى ( جلد اول 492 ) : انه امر فبنيت بارض سواد مدينة و سماها بزرج سابور و هى الانبار و بارض الاهواز مدينتان : احداهما ايران خره سابور و تأويلها سابور و بلاده و تسمى بالسريانيه الكرخ و الاخر السوس . حمزه اصفهانى : « بنى عدة مدن منها برزخ ( بزرج ؟ ) شاپور و هى عكبرا . . . » [ 7 ] - ك ، ب : عمر و پادشاهى او - ف : عمر پادشاهى