الشيخ الصدوق ( مترجم : الحسني )
مقدمة 5
الاعتقادات في دين الإمامية ( فارسي )
قبر شريفش در بقعهء كاظميه پائين پا نزد قبر شيخش ابن قولويه قمى مورد زيارت شيعيان است . در وجه تسميهء او بمفيد دو وجه در كتب تاريخ و رجال ذكر شده وجه اول چند فقره توقيع رفيع همايونى است كه از ناحيهء مقدسه در شأن شيخ وارد شده و او را بخطاب الاخ السديد و المولى الرشيد الشيخ المفيد . . . مفتخر فرمودهاند . وجه دوم آنكه مخالفين به او لقب دادهاند و آن چنان بوده كه روزى قاضى عبد الجبار معتزلى در بغداد در مجلس درس نشسته بود كه شيخ مفيد ناشناس آمد و در صف نعال نشست و از قاضى اجازت سؤال خواست قاضى گفت بپرس فرمود خبرى كه شيعه نقل ميكنند « من كنت مولاه فعلى مولاه » مسلم است كه پيغمبر در روز غديرخم فرمود يا شيعيان ساختهاند گفت خبر صحيح است گفت بلفظ مولا چه ميخواهيد گفت اولى گفت پس اين خلافها و خصومتها چيست ؟ قاضى گفت برادر اين خبر روايت است و خلافت ابو بكر درايت و مردم عاقل از بهر روايت ترك درايت نكنند شيخ گفت چه ميگوئيد در اين خبر كه پيغمبر ( ص ) فرمود يا على حربك حربى و سلمك سلمى قاضى گفت صحيح است شيخ گفت پس در حق اصحاب جمل چه ميگوئى همانا بقول تو كافرند قاضى گفت ايشان توبه كردند شيخ گفت اى قاضى حرب درايت است و توبه روايت و مردم عاقل درايت را بروايت از دست ندهند قاضى سر در پيش افكند و بعد گفت تو كيستى ؟ گفت محمد بن محمد بن نعمان قاضى برخاست و او را بجاى خويش نشاند و گفت « انت المفيد حقا » و چون عضد الدولهء ديلمى از موضوع مباحثه مطلع شد خلعتى گرانمايه براى شيخ فرستاد و مقررى براى او و اصحابش مقرر فرمود و غالبا او را در خانه اش زيارت ميكرد و در ايام مرض هم او را عيادت نمود . براى ادخال سرور در قلب شيعيان و توجه بمقام علمى و حاضر جوابى اين گونه نوابغ عظيم الشأن قضيه ذيل را بنقل از مجالس المؤمنين قاضى نور اللَّه شوشترى زينتافزاى اين صفحات مينمائيم . قاضى گويد از جملهء اهل ضلال كه در دست شيخ نابود و مضمحل و پايمال شد قاضى ابو بكر باقلانى است روزى در مناظره شيخ چون مرغ