ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
مقدمه كتاب 6
توضيح البيان في تسهيل الأوزان
العلوي الموسوي البروجردى قدس سره العالى مراثى و تاريخ وفات بسيار براى آن جناب سرود از آن جمله . قد مضى يا لهف مولانا الكريم * ذاك تقدير من الله العليم خواستم سال رحيلش دل سرود * جايگه وى راست جنات نعيم 1340 ايضا يا لهف مات عالم اريب * قرم زكى فاضل لبيب بحر من العلوم أوحديّ * شهم سرى كامل حسيب و كلّ نفس جازع عليه * و كلّ قلب بالنوى كثيب اودى الَّذى طاب به النّفوس * و ليس عيش بعده يطيب و ناح قلبى نوحة القماري * و الدّمع من مدامعي صبيب فقال فى تاريخ الارتحال * ( افضل عصره هو الحبيب ) 1340 و رثاه بعد وفاته والدى العلامة العليم البحر الطمطام فخر الشيعة و ذخر الشريعة آيت الله العظمى السيد فخر الدين الحسينى الملقب به امامت قدس الله نفسه . آمدم شرحى دگر از غم كنم * شرح غم در عالم از ماتم كنم ماتم آن كس كه خون گشتى روان * در غم او از زمين و آسمان آن كه آيت آمد و آيت برفت * و از مماتش رونق از ملت برفت آن كه او عالم بعلم راز بود * آن كه با علمش عمل دمساز بود آن كه از تصنيف خود معمور كرد * عالمى را زين عمل پر نور كرد آن كه او آب حيات آمد مرا * آن كه او راه نجات آمد مرا من نجات خود به او دانم همى * او مرا شد كاشف هر مبهمى او مرا از لطف خود دانا نمود * وز شعاع نور خود بينا نمود من به بوى علم او دانا شدم * و ز صفاى نطق او گويا شدم او مرا از علم خود سرشار كرد * او مرا آسوده از اغيار كرد