ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
مقدمه كتاب 10
توضيح البيان في تسهيل الأوزان
ابليس ندانست كه اين مرحله چون شد * از جهل مركب ز سماوات برون شد آن نور على بود كه در خاك عيان شد * اين سجده كه كردند ملايك ز همان شد يعنى كه على كاشف اسرار نهان شد * از صورت او سرّ خداوند عيان شد ساقى بده آن جام كه لبريز مدام است * عيشم همه ايام ز لطف تو به كام است شبهاى من از شعشعه جام تو روز است * اسرار تو اندر فيضانست و بروز است نامم به جهان گشته به سوداى تو مشهور * چشمم به تجلى جمالت شده پر نور نوشيدن مى از كف تو واجب عين است * بى باده تو جان مرا شيون و شين است مدح على و آل مرا ورد زبانست * زيرا كه على قاسم نيران و جنان است يعنى كه على كاشف اسرار نهان شد * از صورت او سرّ خداوند عيان شد