الشيخ وحيد الخراساني

63

توضيح المسائل ( فارسي )

بت پرستان را به مقابله طلب كرد ( وإن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهدآءكم من دون الله إن كنتم صدقين ) . ( 1 ) بديهي است كه با تعصبات عامهء مردم نسبت به عقايدشان وبا تصلب روحانيين مذاهب بر حفظ پيروانشان وبا احساس خطر سلاطين از بيدارى رعاياشان ، اگر قدرت داشتند ، در مقابله با قرآن درنگ نمى كردند . با وجود دانشمندان وشاعران وسخنورانى كه اعلام فصاحت وبلاغت بودند وبازار عكاظ را ميدان مسابقه قرار مى دادند ، وشعر برنده ء مسابقه را به افتخار أو بر خانهء كعبه مى آويختند ، اگر قدرت معارضه داشتند آيا در اين مسابقه كه پاى برد وبأخت دنيا ودين آنها در كار بود چه مى كردند ؟ سرانجام چاره اى نديدند جز آن كه گفتار أو را به سحر تعبير كنند ( ان هذا إلا سحر مبين ) . ( 2 ) وبه اين جهت أبو جهل به نزد وليد بن مغيره كه مرجع وملجأ فصحاى عرب بود رفت واز أو درخواست كرد كه نظر خودت را نسبت به قرآن بگو ، گفت : فما أقول فيه فوالله ما منكم رجل اعلم بالاشعار منى ، ولا اعلم برجزه منى ولا بقصيده ولا باشعار الجن ، والله ما يشبه الذي يقول شيئا من هذا ، ووالله ان لقوله لحلاوة وانه ليحطم ما تحته وانه ليعلو ولا يعلى . قال أبو جهل : والله لا يرضى قومك حتى تقول فيه . قال : فدعني حتى أفكر فيه ، فلما فكر ، قال : هذا سحر يأثره عن غيره . ( 3 ) كه اين خود دليل بر تسليم در مقابل اعجاز قرآن است ، زيرا سحر منتهى به

--> 1 . سوره ء بقره ، آيهء 23 ( واگر در ترديد هستيد در قرآني كه نازل كرديم بر بنده ء ما پس سوره اى مثل آن بياوريد وبخوانيد گواهان خود را از غير خداوند ، اگر راستگو هستيد ) 2 . سوره ء مائده ، آيهء 110 ( نيست اين جز سحرى آشكار ) 3 . تفسير الطبري ، جلد 29 ، صفحهء 156 ، ذيل آيهء 24 ، سوره ء مدثر ( گفت چه بگويم در آن ؟ پس به خدا قسم كسى از شما در اشعار عالم تر از من نيست ، ونيز كسى از شما عالم تر از من به رجز وقصايد واشعار جن نيست ، به خدا قسم آنچه را أو مى گويد همانند هيچ يك از اينها نيست ، به خدا قسم همانا براي گفتار أو شيرينى وحلاوتى است وهمانا هر سخنى را پايمال مى كند ، وهمانا أو برتر وچيزى بر أو برتر نمى شود ، أبو جهل گفت : به خدا قسم قوم تو راضى نمى شوند تا سخنى در طعن آن بگويى . وليد بن مغيره گفت : واگذار مرا تا بينديشم در اين امر ، پس وقتي انديشه نمود ، گفت اين سحرى است كه از غيرش مطلع مى شود . )