الشيخ وحيد الخراساني
124
توضيح المسائل ( فارسي )
شهادت دادند كه آنها از رسول خدا ( صلى الله عليه وسلم ) آن را شنيده اند ، وقومي كتمان كردند ، وآنها كه كتمان كردند از دنيا نرفتند تا كور شدند وآفتى به آنها رسيد . ) بديهي است احتجاج آن حضرت به اين حديث وبه شهادت طلبيدنش براي اثبات خلافت ، مدلول حديث را در ولايت امر وزعامت أمت معين مى كند . 8 - بيان آن حضرت قبل از بيان ولايت على ( عليه السلام ) اين است كه " خدا مولاي من است ، ومن مولاي هر مؤمني هستم " ومولويت خدا نسبت به آن حضرت آن است كه هيچ كس جز خدا بر أو ولايت ندارد ، وهمچنان كه خدا ولى اوست أو ولى هر مؤمني است ، وهمان ولايت كه آن حضرت بر أهل ايمان دارد ، على ( عليه السلام ) هم دارد ، واين بيان روشن مى كند كه اين ولايت ، ولايت امر است . 9 - آن حضرت قبل از معرفى على ( عليه السلام ) از آنان التزام واقرار به اين جمله گرفت " الست أولى بكم " گفتند : " بلى " واين همان اولويتى است كه خداوند متعال در قرآن فرموده است : ( النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم ) ( 1 ) وپس از آن فرمود " هر كس من مولاي اويم على مولاي اوست " وبا تقديم جملهء " الست أولى بكم " رفع هر گونه شبهه اى را در معنى ( ولى ) فرمود ، وهمان اولويتى را كه خودش نسبت به مؤمنين داشت براي على ( عليه السلام ) اثبات كرد . حديث چهارم : قول رسول خداست كه به آن حضرت فرمود : " أنت منى وأنا منك " ( 2 ) كه اين
--> 1 . سوره ء احزاب ، آيهء 6 ( پيغمبر سزاوارتر به مؤمنين است از خودشان ) 2 . صحيح بخارى ، جلد 3 ، صفحهء 185 وجلد 5 ، صفحهء 18 و 141 صحيح ابن حبان ، جلد 11 ، صفحهء 229 المستدرك على الصحيحين ، جلد 3 كتاب معرفة الصحابة ، صفحهء 120 ، حديث چهارم وكتب ديگر از عامه . واين مضمون در كتب خاصه نيز موجود است ، از آن جمله : مناقب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، صفحهء 473 وبعد از آن مناقب آل أبى طالب ، جلد 1 ، صفحهء 396 الخصال ، صفحهء 496 . امالى شيخ صدوق ، صفحهء 57 و 757 وكتب ديگر .