السيد السيستاني

382

توضيح المسائل ( فارسي )

ونقره باشد ، اگر چه أول ماه دوازدهم زكات بر أو واجب مىشود ، ولى أول سال بعد را بايد بعد از تمام شدن ماه دوازدهم حساب كند . ( مسأله 1865 ) : وجوب زكات در طلا ونقره ومال تجارت مشروط به آن است كه مالك عاقل وبالغ باشد ، ولى در گندم وجو وخرما وكشمش وهمچنين در شتر وگاو وگوسفند مشروط به بلوغ وعقل مالك نمىباشد . ( مسأله 1866 ) : زكات گندم وجو وقتي واجب مىشود كه به آنها گندم وجو گفته شود ، وزكات كشمش وقتي واجب مىشود ، كه انگور مىباشد ، وزكات خرما وقتي واجب مىشود كه عرب به آن تمر گويد ، ولى وقت ملاحظه نصاب ودادن زكات در گندم وجو موقع خرمن وجدا كردن كاه آنها است ، ودر خرما وكشمش موقع چيدن آنها است ، واين وقت را وقت خشك شدن مىنامند . ( مسأله 1867 ) : در ثبوت زكات در گندم وجو وكشمش وخرما كه در مسأله پيش گفته شد ، بنابر أقوى معتبر نيست كه مالك بتواند در آنها تصرف كند ، پس اگر غائب باشد ، ومال هم در دست خود يا وكيلش نباشد ، مثلا كسى آنها را غصب كرده باشد باز هم زكات در آنها ثابت است . ( مسأله 1868 ) : در ثبوت زكات در طلا ونقره ومال التجارة كه گذشت ، بايد مالك عاقل باشد ، اگر مالك در تمام سال يا در مقدارى از آن ديوانه باشد ، زكات بر أو واجب نيست . ( مسأله 1869 ) : اگر صاحب گاو وگوسفند وشتر ، وطلا ونقره در مقدارى از سال مست يا بيهوش شود ، زكات از أو ساقط نمىشود ، وهمچنين است اگر موقع واجب شدن زكات گندم وجو وخرما وكشمش مست يا بيهوش باشد . ( مسأله 1870 ) : در ثبوت زكات در غير گندم وجو وخرما وكشمش شرط است كه مالك متمكن از تصرف در مال باشد ، پس اگر كسى آن را غصب كرده