سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

827

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

زنجانى : چهارم زبان كسى را كه لال نيست از بيخ ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت حروف بيست و هشتگانه كه به جهت قطع زبان از بين رفته ديه بدهد ؛ مثلاً اگر يك حرف را نتواند بگويد 28 / 1 ديه و اگر دو حرف نتواند 28 / 2 و . . . و نسبت به چهار حرف فارسى نيز بر طبق نظر حاكم شرع ديه گرفته مىشود . و در كسى كه لال است اگر تمام زبان را ببرد ثلث ديه را بايد بدهد و اگر مقدارى از زبان لال را ببرد بايد به نسبت مساحت قطع شده از زبان از ديه لال را بدهد ؛ بنابراين ديهء قطع نصف زبان لال 6 / 1 ( 2 / 1 × 3 / 1 ) و ديهء قطع ثلث زبان لال 9 / 1 ( 3 / 1 × 3 / 1 ) خواهد بود . . . [ 6 ] تبريزى : بايد براى هر دندانى پانصد درهم ديه بدهد و اگر زن باشد ديهء آن تا مقدارى كه ثلث ديه برسد با ديهء مرد مساوى است و در صورتى كه از ثلث بگذرد ديهء دندانهاى او نصف دندانهاى مرد است [ پايان مورد پنجم ] [ 7 ] اراكى ، گلپايگانى ، صافى : پنجم : تمام دندانهاى كسى را از بين ببرد وديهء هر كدام از دوازده دندان جلوى دهان كه شش عدد بالا و شش عدد پايين مىباشد ، پنجاه مثقال شرعى طلا ( اراكى : طلاى سكه دار يا پانصد درهم نقرهء سكه دار ) است و هر مثقال شرعى 18 نخود است و اگر يكى از شانزده دندان عقب را كه هشت عدد آنها بالا و هشت عدد پايين است از بين ببرد ، بايد بيست و پنج مثقال طلاى شرعى ( اراكى : طلاى سكه دار يا دويست و پنجاه درهم نقرهء سكه دار ) بدهد . . . اراكى : و بايد دانست كه ديهء زن با ديهء مرد تا به ثلث برسد مساوى است و از ثلث كه بگذرد ، ديگر دندانهاى او نصف ديهء دندانهاى مرد است . . . صافى : و اگر زن باشد تا مقدار به مقدارى كه به ثلث ديه نرسد با ديهء مرد مساوى است و در صورتى كه به ثلث برسد ديهء دندانهاى او نصف ديهء مرد است . . . زنجانى : پنجم : تمام دندانهاى كسى را از بين ببرد و ديهء هر كدام از دوازده دندان جلوى دهان 5 صدم ديهء كامل و ديهء هر يك از شانزده دندان عقب 5 / 2 صدم ديه كامل است . . . [ 8 ] اراكى ، گلپايگانى ، زنجانى : بايد نصف ديهء كشتن را بدهد . . [ 9 ] اراكى ، گلپايگانى : هفتم : ده انگشت كسى را ببرد و ديهء هر انگشت ، ده يك ديهء كشتن است ( اراكى : و گذشت كه ديهء زن يا مرد تا به ثلث برسد مساوى است و از ثلث كه بگذرد ديهء او نصف ديهء مرد است ) هشتم : پشت كسى را طورى بشكنند كه ( گلپايگانى : نتواند بنشيند و ) ديگر درست نشود . . تبريزى : هفتم : ده انگشت كسى را ببرد و ديهء هر انگشت در مرد يك دهم ديهء كشتن است و در زن تا ثلث ديه با مرد مساوى است و در بيشتر از ثلث نصف ديهء انگشتان مرد است . . زنجانى : هفتم : ده انگشت كسى را ببرد و ديه هر انگشت ، 110 ) ديه كشتن است . . صافى : هفتم : ده انگشت كسى را ببرد و در ديهء هر انگشت دو قول است : قول ارجح اين است كه ديه هر انگشت ده يك ديهء كشتن است و قول ديگر اين است كه ديهء انگشت ابهام ثلث ديهء دست و ديه ساير انگشتها هر كدام يك ششم آن است و احتياط رعايت تفاوت بين دو قول است كه در ديهء ابهام به قول دوم و در ساير انگشتان به قول اول عمل شود و به هر حال ديه در زن