سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
825
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
مسأله 15 ديه چند چيز مثل ديه كشتن است كه مقدار آن در مسأله پيش گفته شد : اوّل : آن كه دو چشم كسى را كور كند ، يا چهار پلك چشم او را از بين ببرد و اگر يك چشم او را كور كند ، بايد نصف ديه كشتن را بدهد [ 1 ] دوم : دو گوش كسى را ببرد يا كارى كند كه هر دو گوش او كر شود [ 2 ] و اگر يك گوش او را ببرد يا كر كند ، بايد نصف ديه كشتن را بدهد و اگر نرمه گوش او را ببرد أحوط اين است كه با او صلح نمايد . [ 3 ] سوم : تمام بينى يا نرمه بينى كسى را ببرد . [ 4 ] چهارم : زبان كسى را از بيخ ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت مخارج حروفى كه به جهت قطع زبان از بين رفته است ملاحظه نمايند و ديه تمام را نسبت به مخارج حروف تقسيم كنند و نسبت آن مقدار را بدهد و اولى اين است كه با مقدارى كه در ملاحظه مساحت يعنى نصف يا ثلث يا ربع و مانند اينها واجب مىشود ملاحظه نموده هر كدام بيشتر است آن را بدهد . [ 5 ] پنجم : تمام دندانهاى كسى را از بين ببرد و در صورتى كه بعضى از دندانها را از بين ببرد در صورتى كه صاحب دندان مرد باشد [ 6 ] بايد براى هر دندانى از دندانهاى جلو كه دوازده عدد است پانصد درهم ديه بدهد و براى هر يك از دندانهاى ديگر كه هيجده عدد است دويست و پنجاه درهم بدهد و اگر زن باشد ديه آن تا به مقدارى كه به ثلث ديه نرسد با ديه مرد مساوى است و در صورتى كه به ثلث برسد ديه دندانهاى او نصف ديه دندانهاى مرد است . [ 7 ] ششم : هر دو دست كسى را از بند جدا كند و اگر يك دست را از بند جدا كند ، بايد [ 1 ] زنجانى : و در هر پلك چشم هم 14 ) ديه گرفته مىشود . . [ 2 ] گلپايگانى ، صافى : و اميد خوب شدن در آن نباشد . . نورى : يا قوهء بويائى و يا قوهء چشائى و يا قوهء لمس او را از بين ببرد و همچنين در هر جنايتى كه يكى از قدرتهاى بدنى را از بين ببرد مثل اين كه قدرت توليد مثل و انزال منى را از بين ببرد يا سلس البول ايجاد كند يا ايجاد صوت را از بين ببرد [ 3 ] اراكى ، گلپايگانى ، صافى : اگر نرمهء گوش او را ببرد ، بايد ثلث ديهء كشتن را بدهد . . زنجانى : ديهء نرمهء هر گوش ، ثلث ديهء آن گوش است . . [ 4 ] اراكى : يا كارى كند كه حس بويايى او را از بين ببرد . . [ 5 ] اراكى : چهارم : زبان كسى را كه لال نيست از بيخ ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد ملاحظه كند نسبت آن را به مساحت تمام زبان و ديهء تمام را بر آن تقسيم نمايد و همچنين ملاحظه كند نسبت نقص حروفى كه به آن نمىتواند تكلم كند به حروف بيست و هشتگانه و هر كدام بيشتر است ، آن را بدهد . . گلپايگانى ، صافى : چهارم : زبان كسى را كه لال نيست از بين ببرد و ا گر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت نقص حروف بيست و هشتگانه ديه بدهد كه اگر يك حرف نتواند بگويد يك بيست و هشتم ديه و اگر دو حرف نتواند دو بيست و هشتم ، و اگر تمام زبان كسى كه لال باشد ببرند ، ثلث ديه را بايد بدهند و اگر مقدارى از زبان لال را ببرند ، بايد به نسبت نقص زبان ديه بدهند : يعنى در نصف ، نصفِ ثلث و در ربع ، ربعِ ثلث ديه را بدهند . . تبريزى : چهارم : زبان كسى را از بيخ ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت ، ديه بدهد ، و بنا بر احتياط واجب بايد مخارج حروفى كه به جهت قطع زبان از بين رفته است ملاحظه نمايند و ديهء تمام را نسبت به مخارج حروف تقسيم كنند و نسبت آن مقدار را با مقدارى كه در ملاحظهء مساحت يعنى نصف يا ثلث يا ربع و مانند اينها واجب مىشود ملاحظه نموده ، هر كدام بيشتر است آن را بدهد . . زنجانى : چهارم : زبان كسى را از بيخ ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت حروف بيست و هشتگانه كه به جهت قطع زبان از بين رفته ديه بدهد ؛ مثلًا اگر يك حرف را نتواند بگويد 128 ديه و اگر دو حرف نتواند 228 و . . و نسبت به چهار حرف فارسى نيز بر طبق نظر حاكم شرع ديه گرفته مىشود . و در كسى كه لال است اگر تمام زبان را ببرد ثلث ديه را بايد بدهد و اگر مقدارى از زبان لال را ببرد بايد به نسبت مساحت قطع شده از زبان از ديه لال را بدهد ؛ بنا بر اين ديهء قطع نصف زبان لال 16 1312 و ديهء قطع ثلث زبان لال 19 1313 خواهد بود . . [ 6 ] تبريزى : بايد براى هر دندانى پانصد درهم ديه بدهد و اگر زن باشد ديهء آن تا به مقدارى كه به ثلث ديه برسد با ديهء مرد مساوى است و در صورتى كه از ثلث بگذرد ديهء دندانهاى او نصف دندانهاى مرد است . [ پايان مورد پنجم ] [ 7 ] اراكى ، گلپايگانى ، صافى : پنجم : تمام دندانهاى كسى را از بين ببرد و ديهء هر كدام از دوازده دندان جلوى دهان كه شش عدد بالا و شش عدد پايين مىباشد ، پنجاه مثقال شرعى طلا ( اراكى : طلاى سكه دار يا پانصد درهم نقرهء سكه دار ) است و هر مثقال شرعى 18 نخود است و اگر يكى از شانزده دندان عقب را كه هشت عدد آنها بالا و هشت عدد پايين است از بين ببرد ، بايد بيست و پنج مثقال شرعى طلا ( اراكى : طلاى سكه دار يا دويست و پنجاه درهم نقرهء سكه دار ) بدهد . . " 1 " ) * ) *
--> " 1 " ( اراكى ) : و بايد دانست كه ديهء زن با ديهء مرد تا به ثلث برسد مساوى است و از ثلث كه بگذرد ، ديگر دندانهاى او نصف ديهء دندانهاى مرد است ( صافى ) : و اگر زن باشد تا به مقدارى كه به ثلث ديه نرسد با ديهء مرد مساوى است و در صورتى كه به ثلث برسد ديهء دندانهاى او نصف ديهء مرد است ( زنجانى ) : پنجم : تمام دندانهاى كسى را از بين ببرد و ديه هر كدام از دوازده دندان جلوى دهان 5 صدم ديه كامل و ديه هر يك از شانزده دندان عقب 5 / 2 صدم ديه كامل است