سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
761
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
و دروغ و اهانت ، مگر آن كه معصيت ، از چيزهايى باشد كه مورد اهتمام شارع مقدس باشد و راضى نباشد به آن به هيچ وجه ( 1 ) مثل قتل نفس محترمه ، در اين صورت بايد جلوگيرى كند به هر نحو ممكن است . ) * ( 1 ) فاضل : مورد اهتمام شارع مقدس باشد و به آن راضى نباشد . . مسأله 2817 اگر عاصى ترك معصيت نمىكند مگر به جمع ما بين مرتبهء اولى و ثانيه از انكار ، واجب است جمع به اين كه هم از او اعراض كند ، و ترك معاشرت نمايد و با چهرهء عبوس با او ملاقات كند ، و هم او را امر به معروف كند لفظاً و نهى كند لفظاً . مسأله 2818 مرتبهء سوم توسل به زور و جبر است ، پس اگر بداند يا اطمينان داشته باشد كه ترك منكر نمىكند يا واجب را بجا نمىآورد مگر با اعمال زور و جبر ، واجب است لكن بايد تجاوز از قدر لازم نكند . مسأله 2819 اگر ممكن شود جلوگيرى از معصيت به اين كه بين شخص و معصيت حايل شود و با اين نحو مانع از معصيت شود ، لازم است اقتصار به آن اگر محذور آن كمتر از چيزهاى ديگر باشد . مسأله 2820 اگر جلوگيرى از معصيت توقف داشته باشد بر اين كه دست معصيت كار را بگيرد يا او را از محل معصيت بيرون كند يا در آلتى كه با آن معصيت مىكند تصرّف كند ، جايز است ، بلكه واجب است عمل كند . مسأله 2821 جايز نيست اموال محترمهء معصيت كار را تلف كند مگر آن كه لازمهء جلوگيرى از معصيت باشد ، در اين صورت اگر تلف كند ضامن نيست ظاهراً ( 1 ) و در غير اين صورت ، ضامن و معصيت كار است . ) * ( 1 ) فاضل : اگر تلف كند احتياط لازم آن است كه مثل يا قيمت آن را بپردازد . . مسأله 2822 اگر جلوگيرى از معصيت توقف داشته باشد بر حبس نمودن معصيت كار در محلى يا منع نمودن از آن كه به محلى وارد شود ، واجب است ، با مراعات مقدار لازم و تجاوز ننمودن از آن . مسأله 2823 اگر توقف داشته باشد جلوگيرى از معصيت ، بر كتك زدن و سخت گرفتن بر شخص معصيت كار ، و در مضيقه قراردادن او جايز است ، لكن لازم است مراعات شود كه زياده روى نشود ، و بهتر ( 1 ) آن است كه در اين امر و نظير آن اجازه از مجتهد جامع الشرايط گرفته شود . ) * ( 1 ) فاضل : بهتر بلكه احتياط لازم . . مسأله 2824 اگر جلوگيرى از منكرات و اقامهء واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل ، جايز نيست مگر به اذن مجتهد جامع الشرايط با حصول شرايط آن . مسأله 2825 اگر منكر از امورى است كه شارع اقدس به آن اهتمام مىدهد و راضى نيست به وقوع آن به هيچ وجه ، جايز است دفع آن به هر نحو ممكن باشد ، مثلًا اگر كسى ) *