سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

747

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

3 شوهر بر اثر همان بيمارى مرده باشد . اگر زن طلاق خلع بگيرد يا مرد بر اثر ديگرى غير از بيمارى مذكور بميرد زن از او ارث نمىبرد . مسأله 2778 اگر شوهر در حال مرض ، عيالش را طلاق دهد ( 1 ) و پيش از گذشتن دوازده ماه هلالى بميرد ، زن با سه شرط ( 2 ) از او ارث مىبرد ( 3 ) اول : آن كه در اين مدت شوهر ديگر نكرده باشد ( 4 ) دوم : بواسطهء بى ميلى به شوهر ، مالى به او نداده باشد كه به طلاق دادن راضى شود . بلكه اگر چيزى هم به شوهر ندهد ولى طلاق به تقاضاى زن باشد ، باز هم ارث بردنش اشكال دارد ( 5 ) سوم : شوهر در مرضى ( 6 ) كه در آن مرض زن را طلاق داده ، بواسطهء آن مرض يا به جهت ديگرى بميرد ( 7 ) پس اگر از آن مرض خوب شود و به جهت ديگرى از دنيا برود ، زن از او ارث نمىبرد ( 8 ) ) * ( 1 ) بهجت : اگر چه طلاق بائن باشد . . ( 2 ) بهجت : دو شرط . . ( 3 ) سيستانى : چه طلاق رجعى باشد چه بائن . . مكارم : " اول " اينكه شوهر در همان مرض از دنيا برود . " دوم " اينكه زن بعد از طلاق و گذشتن عدّه ، شوهر نكند . " سوم " آنكه طلاق به رضايت زن نباشد و اگر با رضايت او باشد ، ارث بردنش مشكل است . ( 4 ) خوئى ، تبريزى : و در صورتى كه شوهر كرده باشد احتياط اين است كه صلح نمايند . . سيستانى : و در صورتى كه شوهر كرده باشد ارث نمىبرد ، هر چند احتياط مستحب اين است كه صلح نمايند . . ( 5 ) زنجانى : ارث بردن زن محلّ اشكال است . . تبريزى : دوّم : آنكه راضى به طلاق شوهر نبوده و طلاق شوهر نيز به قصد منع او از ارث باشد و در غير اين صورت ارث بردن زن اشكال دارد . . سيستانى : دوم : آن كه طلاق به درخواست و رضاى زن انجام نگرفته باشد ، و گرنه ارث نمىبرد ، خواه چيزى به شوهر داده باشد كه او را طلاق دهد يا نه . . [ مورد دوم در رساله آيت الله بهجت نيست ] ( 6 ) بهجت : دوّم : آن كه شوهر در ادامهء همان مرضى . ( 7 ) گلپايگانى ، صافى : بواسطهء آن مرض بميرد . . ( 8 ) گلپايگانى ، صافى : و اگر از آن مرض خوب نشد ، لكن به مرض ديگر از دنيا رفت بنا بر احتياط لازم زن با ساير ورثه مصالحه نمايند . سيستانى : مگر اينكه فوت او در عدهء رجعى باشد . فاضل : رجوع كنيد به ذيل مسألهء 2778 ) .