سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
679
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
با نظر يكديگر به وصيّت عمل نمايند ( 3 ) و اگر حاضر نشوند كه با يكديگر به وصيّت عمل كنند ( 4 ) و در تشخيص مصلحت اختلاف داشته باشند در صورتى كه تأخير و مهلت دادن ، علت شود كه عمل به وصيّت معطَّل بماند ، حاكم شرع آنها را مجبور مىكند ( 5 ) كه تسليم نظر كسى شوند كه صلاح را تشخيص دهد ( 6 ) و اگر اطاعت نكنند ، بجاى آنان ديگران را معين مىنمايد و اگر يكى از آنان قبول نكرد يك نفر ديگر را بجاى او تعيين مىنمايد . ) * ( 1 ) بهجت : و همچنين است بنا بر أظهر اگر در اين مورد چيزى اظهار نكرده باشد . . ( 2 ) خوئى ، تبريزى ، زنجانى : هر دو با هم . . ( 3 ) بهجت : اگر اجازه نداده باشد ، بايد با نظر يكديگر به وصيّت عمل نمايند . . ( 4 ) اراكى : حاكم شرع آنها را مجبور مىكند و اگر اطاعت نكنند ، عزل وصىّ محلّ اشكال است ، بلكه با مراجعه به كسى كه قوّهء قهريه دارد مثلًا او را وادار كنند تا به وصيّت عمل كند . گلپايگانى ، صافى : حاكم شرع آنان را مجبور مىكند و اگر اطاعت نكنند ، بجاى آنان ديگران را معيّن مىنمايد . خوئى ، تبريزى : حاكم شرع آنها را مجبور مىكند و اگر اطاعت نكنند ، بجاى يكى از آنان شخص ديگرى را معيّن مىنمايد . زنجانى : حاكم شرع آنها را مجبور مىكند و اگر اطاعت نكنند ، حاكم شرع به طريقى كه نزديكترين راه به نظر موصى مىداند وصيّت را اجرا مىكند ، مثلًا به جاى هر دو يا يكى از آنان شخص يا اشخاص ديگرى معيّن نمايد . سيستانى : چنانچه منشأ آن وجود مانع شرعى براى هر كدام از موافقت با ديگرى نباشد ، حاكم شرع آنها را مجبور مىكند و اگر اطاعت نكنند ، يا منشأ اختلاف وجود مانع شرعى براى هر كدام باشد ، بجاى يكى از آنان شخص ديگرى را معيّن مىنمايد . ( 5 ) مكارم : در صورتى كه تأخير ، سبب تعطيل عمل به وصيّت يا تأخير آن گردد ، بايد حاكم شرع ترتيبى دهد كه عمل به وصيّت ، زمين نماند . ( 6 ) فاضل : مجتهد جامع الشّرائط آنها را مجبور مىكند كه تسليم نظر كسى شوند كه طبق نظر وى صلاح را تشخيص مىدهد . . مسأله اختصاصى بهجت : مسأله 2175 اگر شخصى را وصىّ و ديگرى را ناظر قرار دهد ، بنا بر أظهر تصرّف وصىّ مشروط به رأى موافق ناظر است و ناظر هم نمىتواند مستقلاًّ تصرّف كند و اگر ناظر وفات نمود يا از مداخله امتناع كرد ، بنا بر أحوط تصرّف وصىّ منوط به نظر حاكم است و اگر وصىّ وفات كرد حاكم مداخله مىنمايد . مسأله 2706 اگر انسان از وصيّت خود برگردد مثلًا بگويد ثلث مالش را به كسى بدهند ، بعد بگويد به او ندهند وصيّت باطل مىشود و اگر وصيّت خود را تغيير دهد ، مثل آن كه قيّمى براى بچه هاى خود معين كند بعد ديگرى را بجاى او قيّم نمايد ، وصيّت اولش باطل مىشود و بايد به وصيّت دوم او عمل نمايند . ) *