سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
361
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
حاصل را ملك مالك نمايد ، صحيح است . گلپايگانى : مسأله احتياط لازم آن است كه مالك يا زارع شرط نكند كه مقدارى از حاصل براى او باشد و بقيّه را بين خودشان قسمت كنند ، هر چند بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار ، مقدارى ديگر باقى مىماند . صافى : مسأله اگر مالك يا زارع شرط كند كه مقدارى از حاصل براى او باشد و بقيّه را بين خودشان قسمت كنند ، چنانچه بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار ، مقدارى ديگر باقى مىماند ، صحت مزارعه بعيد نيست ولى احتياط اين است كه اين شرط را نكنند . مكارم : مسأله اگر مالك يا زارع قرار بگذارد كه مقدار معيّنى از حاصل ( مثلًا يك خروار ) مال او باشد ، و بقيّه را ميان هر دو تقسيم كنند ، اشكال دارد . سيستانى : مسأله اگر مالك با زارع قرار بگذارد كه مقدارى از حاصل براى يكى باشد و بقيّه را بين خودشان قسمت كنند ، مزارعه باطل است ، هر چند بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار ، چيزى باقى مىماند ؛ بلى اگر با هم قرار بگذارند كه مقدار دانه هايى كه كِشت شده است يا مقدار خراجى را كه دولت مىگيرد ، از حاصل استثنا شود و باقيمانده بين دو طرف تقسيم گردد ، مزارعه صحيح است . مسأله 2231 اگر مدّت مزارعه تمام شو دو حاصل به دست نيايد ( 1 ) چنانچه مالك راضى شود كه با اجاره يا بدون اجاره ، زراعت در زمين او بماند و زارع هم راضى باشد مانعى ندارد و اگر مالك راضى نشود ، مىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند و اگر براى چيدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض آن را به او بدهد ( 2 ) ولى زارع اگر چه راضى شود كه به مالك چيزى بدهد ، نمىتواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند . ) * ( 1 ) سيستانى : اگر براى مزارعه مدّتى را تعيين كرده باشند كه معمولًا حاصل در آن به دست مىآيد ولى اتفاقاً مدّت تمام شود و حاصل به دست نيايد ، چنانچه تعيين مدّت شامل اين مورد هم مىشده است يعنى منظور دو طرف اين بوده است كه با تمام شدن مدّت ، مزارعه تمام شود ، هر چند حاصل به دست نيامده باشد ، در اين صورت . . ( 2 ) اراكى : اگر مالك راضى نشود ، وادار كردن زارع به چيدن زراعت و همچنين مجبور كردن مالك به باقى ماندن زراعت اشكال دارد . ولى اگر مالك ، زارع را به چيدن زراعت وادار كند و از اين جهت ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض آن را بدهد . زنجانى : اگر مالك راضى نشود چنانچه زارع در بدست آمدن حاصل كوتاهى نكرده باشد مثلًا اتفاقاً در اثر سردى هوا ، بدست آمدن حاصل به تأخير افتاده باشد ، مالك بايد صبر كند تا حاصل بدست آيد ، ولى اگر زارع كوتاهى كرده باشد ، مالك مىتواند او را وادار كند كه زراعت را بچيند . . مكارم : مسأله هرگاه مدّت مزارعه تمام شود و حاصل بدست نيايد ، چنانچه بر اثر كوتاهى زارع باشد صاحب زمين مىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند ، ولى اگر به خاطر عقب افتادن سال باشد ( طبق آنچه متعارف است ) مالك بايد صبر كند و اگر هيچ كدام نباشد و چيدن زراعت باعث ضرر و زيان زارع شود و مالك ضررى نبيند نيز بايد صبر كند ، امّا در