سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

358

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

حاصل ممكن باشد ( 12 ) ششم : زمين قابل زراعت باشد و اگر زراعت در آن ممكن نباشد ( 13 ) امّا بتوانند كارى كنند كه زراعت ممكن شود ، مزارعه صحيح است . هفتم : اگر در محلى هستند ( 14 ) كه مثلًا يك نوع زراعت مىكنند چنانچه اسم هم نبرند همان زراعت معين مىشود ، و اگر چند نوع زراعت مىكنند بايد زراعتى را كه مىخواهد انجام دهد ، معيّن نمايد ، مگر آن كه معمولى داشته باشد كه به همان نحو بايد عمل شود ( 15 ) هشتم : مالك ( 16 ) زمين را معين كند ، پس كسى كه چند قطعه زمين دارد و با هم تفاوت دارند ، اگر به زارع بگويد در يكى از اين زمينها زراعت كن و آن را معين نكند ، مزارعه باطل است ( 17 ) نهم : خرجى را كه هر كدام آنان بايد بكنند معين نمايند ، ولى اگر خرجى را كه هر كدام بايد بكنند معلوم باشد ، لازم نيست آن را معين نمايند ( 18 ) ) * ( 1 ) سيستانى : اوّل : آن كه عقد و قراردادى ميان آن دو باشد مثلًا . . ( 2 ) خوئى ، تبريزى ، سيستانى ، زنجانى : براى زراعت . . ( 3 ) گلپايگانى : مالك ، زمين را واگذار كند و زارع قبول نمايد ؛ ولى در اين صورت تا زارع مشغول كار نشده مالك و زارع مىتوانند معامله را بهم بزنند . . خوئى ، سيستانى ، تبريزى : مالك ، زمين را به زارع به قصد زراعت واگذار كند و زارع قبول نمايد . . بهجت : مالك ، زمين را براى مزارعه واگذار كند و زارع تحويل بگيرد . . زنجانى : مالك ، زمين را به قصد مزارعه به زارع واگذار كند و زارع قبول نمايد . . صافى : مالك ، زمين را واگذار كند و زارع قبول نمايد ، ولى در اين صورت تا زارع مشغول كار نشده ، در ترتيب آثار لزوم و جواز ، مراعات احتياط ، لازم است . . نورى : اوّل : آن كه چون عقد است بايد يا به لفظ انشاء معامله تحقق پيدا كند به اين كه صاحب زمين به زارع بگويد زمين را به تو واگذار كردم براى مزارعه و زارع هم بگويد قبول كردم ، يا بدون اينكه حرفى بزنند عملًا انشاء معامله را تحقق ببخشند به اين كه مالك ، زمين را واگذار كند براى مزارعه و زارع هم به اين منظور تحويل بگيرد . . [ نظر آيت الله مكارم در ذيل مسألهء 2228 ) گذشت ] ( 4 ) مكارم : هر دو بايد بالغ و عاقل باشند . . سيستانى ، بهجت : هر دو بالغ و عاقل باشند . . ( 5 ) اراكى : و در تصرفات مالى محجور نباشند و نيز سفيه نباشند ، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند [ پايان شرط دوم ] گلپايگانى : و سفيه نباشند ، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند و اگر مزارعه مستلزم تصرّف در مال باشد محجور نباشند [ پايان شرط دوم ] خوئى ، تبريزى : و سفيه نباشند ، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند [ پايان شرط دوم ] صافى : و سفيه نباشند ، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند و مالك و بلكه زارع اگر بذر از مال او باشد و يا زارع نياز به تصرّف در مال داشته باشد محجور از تصرّف در مال نباشند [ پايان شرط دوم ]