سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
164
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
( 2 ) اراكى : و كراهت ندارد . فاضل : بعد از آن كه به قيمت رساند ، باز كسى كه زكات را به او داده مكروه است خريدارى كند . مسأله اختصاصى بهجت : مسأله 1559 كسى كه مالك حدّ نصاب طلا و نقره بوده و چند سال بر آن گذشته و زكات آن را نداده است ، در صورتى كه زكات فعلى آن را پرداخت كند كافى است . مسأله 1980 اگر شك كند زكاتى را كه بر او واجب بوده داده يا نه ( 1 ) بايد زكات را بدهد ( 2 ) هر چند شك او براى زكات سالهاى پيش باشد ( 3 ) ) * اين مسأله ، در رسالهء آيت الله بهجت نيست ( 1 ) خوئى ، تبريزى ، سيستانى ، زنجانى : و مال زكاتدار موجود باشد . . ( 2 ) اراكى : مگر آن كه نسبت به پرداخت زكات سالهاى قبل شك كند كه در اين صورت پرداخت زكات واجب نيست . زنجانى : و اگر عين تلف شده ، چنانچه احتمال دهد كه زكات بدون كوتاهى تلف شده باشد ، زكات لازم نيست ، و گرنه بايد زكات بدهد ، مثلًا اگر مال زكاتدار را مصرف كرده و نمىداند آيا زكات آن را داده و مصرف كرده يا پيش از پرداخت زكات مصرف كرده ، بايد زكات را بدهد ، و در اين مسأله فرقى نيست كه شك او در دادن زكات مربوط به زكات سالهاى پيش باشد يا مربوط به همين سالها باشد . ( 3 ) خوئى ، تبريزى ، سيستانى : و اگر عين تلف شده ، زكاتى بر او نيست هر چند از سال حاضر باشد . مسأله 1981 فقير ( 1 ) نمىتواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد ، يا زكات را از مالك بگيرد و به او ببخشد ( 2 ) ولى ( 3 ) كسى كه زكات زيادى بدهكار است و فقير شده و نمىتواند زكات را بدهد ( و اميد هم ندارد كه دارا شود ( 4 ) چنانچه بخواهد توبه كند ( 5 ) فقير مىتواند زكات را از او بگيرد و به او ببخشد . اين مسأله ، در رسالهء آيت الله بهجت نيست ( 1 ) گلپايگانى ، صافى : بنا بر احتياط لازم . . ( 2 ) مكارم : حتى اگر كسى زكات زيادى بدهكار است و فقير شده و نمىتواند زكات را ادا كند بر ذمهء او مىماند ، مانند بدهىهاى ديگرش ؛ و گرفتن و بخشيدن به او اشكال دارد . ( 3 ) فاضل : ولى چنانچه مصلحت باشد مىتواند به عنوان قرض برگرداند . امّا . . ( 4 ) [ قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام : گلپايگانى ، خوئى ، اراكى ، صافى و تبريزى نيست ] ( 5 ) خوئى ، تبريزى : چنانچه توبه كند . . سيستانى : مسأله فقير نمىتواند پيش از گرفتن زكات او را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد ؛ و همچنين مالك نمىتواند زكات را به مستحقّ داده و بر او شرط كند كه آن را به او برگرداند ؛ ولى اگر مستحقّ پس از گرفتن زكات راضى شود كه آن را به او برگرداند ، مانعى ندارد ، مثلًا كسى كه زكات زيادى بدهكار است و فقير شده و نمىتواند زكات را بدهد و حال توبه كرده ، اگر فقير راضى شود زكات او را بگيرد و به او ببخشد ، اشكال ندارد . زنجانى : مسأله فقير قبل از اينكه زكات را از مالك بگيرد نمىتواند آن را با وى صلح كند