السيد الخوئي
453
توضيح المسائل ( فارسي )
نزديكى از جلوى زن باشد . ( سوم ) شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد . ( چهارم ) عده طلاق يا عده وفات شوهر دوم تمام شود . ( پنجم ) بنابر احتياط واجب شوهر دوم بالغ باشد . طلاق خلع ( مسأله 2537 ) طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست ومهر يا مال ديگر خود را به أو مىبخشد كه طلاقش دهد ، طلاق خلع گويند . ( مسأله 2538 ) اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد پس از بذل مىگويد ( زوجتي فاطمة خالعتها على ما بذلت ) وبنابر احتياط مستحب نيز بگويد ( هي طالق ) يعنى زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم ، أو رها است ودر صورتي كه زن معين باشد بردن نامش در اينجا ودر طلاق مبارات نيز لازم نيست . ( مسأله 2539 ) اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر أو را به شوهرش ببخشد وشوهر همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، چنانچه مثلا اسم شوهر محمد واسم زن فاطمه باشد وكيل ، صيغه طلاق را اين طور مىخواند ( عن موكلتي فاطمة بذلت مهرها لموكلي محمد ليخلعها عليه ) پس از آن بدون فاطمه مىگويد ( زوجة موكلي خالعتها على ما بذلت هي طالق ) واگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر أو ببخشد كه أو را طلاق دهد وكيل بايد بجا كلمه ( مهرها ) آن چيز را بگويد مثلا صد تومان داده بايد بگويد : ( بذلت مأة تومان ) . طلاق مبارات ( مسأله 2540 ) اگر زن وشوهر يكديگر را نخواهند وزن مالي به مرد بدهد كه أو را طلاق دهد ، آن طلاق را مبارات گويند .