السيد الخوئي

412

توضيح المسائل ( فارسي )

( مسأله 2323 ) در صورتي انسان مىتواند ضامن شود كه طلبكار وبدهكار وجنس بدهى همه در واقع ونفس الامر معين باشد . پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند وانسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شماها را بدهم ، چون معين نكرده كه طلب كدام را مىدهد ، ضامن شدن أو باطل است . ونيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد وشخصي بگويد من ضامن هستم كه بدهى يكى از آن دو نفر را به تو بدهم ، چون معين نكرده كه بدهى كدام را مىدهد ، ضامن شدن أو باطل مىباشد وهمچنين اگر كسى از ديگرى مثلا ده من گندم وده تومان پول طلبكار باشد ، وشخصي بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم ومعين نكند كه ضامن گندم است ، يا ضامن پول صحيح نيست . ( مسأله 2324 ) اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد ، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد واگر مقدارى از آن را ببخشد نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد . ( مسأله 2325 ) اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد ، نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد . ( مسأله 2326 ) ضامن وطلبكار - بنابر احتياط - نمىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را به هم بزنند . ( مسأله 2327 ) هر گاه انسان در موقع ضامن شدن بتواند طلب طلبكار را بدهد اگر چه بعد فقير شود ، طلبكار نمىتواند ضامن بودن أو را به هم زند وطلب خود را از بدهكار أول مطالبه نمايد وهمچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب أو را بدهد ولى طلبكار بداند وبه ضامن شدن أو راضى شود . ( مسأله 2328 ) اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود نتواند طلب طلبكار را بدهد وطلبكار چگونگى را نمىدانسته وبخواهد ضامن بودن أو را به هم بزند ، اشكال دارد ، على الخصوص در صورتي كه ضامن پيش از اين كه طلبكار ملتفت شود قدرت پيدا كرده باشد . ( مسأله 2329 ) اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى أو