السيد الخوئي

339

توضيح المسائل ( فارسي )

نباشد ، ونتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براي آن معين شده برساند ، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعدا مستحق پيدا كند بايد زكات را به شهر ديگر ببرد ، وبه مصرف زكات برساند ، ومىتواند مخارج بردن به آن شهر را از زكات بردارد ، واگر زكات تلف شود ضامن نيست . ( مسأله 1984 ) اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود ، مىتواند زكات را به شهر ديگر ببرد ، ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد واگر زكات تلف شود ضامن است ، مگر آن كه به امر حاكم شرع برده باشد . ( مسأله 1985 ) اجرت وزن كردن وپيمانه نمودن گندم وجو وكشمش وخرمائى را كه براي زكات مىدهد با خود أو است . ( مسأله 1986 ) كسى كه ( 2 ) مثقال و ( 15 ) نخود نقره يا بيشتر از بابت زكات بدهكار است بنابر احتياط مستحب كمتر از ( 2 ) مثقال و ( 15 ) نخود نقره به يك فقير ندهد ، ونيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم وجو بدهكار باشد وقيمت آن به ( 2 ) مثقال و ( 15 ) نخود نقره برسد بنابر احتياط مستحب به يك فقير كمتر از آن ندهد . ( مسأله 1987 ) مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكاتى را كه از أو گرفته به أو بفروشد ولى اگر مستحق بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد ، بعد از آن كه به قيمت رساند ، كسى كه زكات را به أو داده در خريدن آن بر ديگران مقدم است . ( مسأله 1988 ) اگر شك كند زكاتى را كه بر أو واجب بوده داده يا نه ومال زكاةدار موجود باشد بايد زكات را بدهد ، هر چند شك أو براي زكات سالهاى پيش بوده باشد ، واگر عين تلف شده ، زكاتى بر أو نيست هر چند از سال حاضر باشد . ( مسأله 1989 ) فقير نمىتواند ، زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند ، يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد ، يا زكات را از مالك بگيرد وبه أو ببخشد ولى كسى كه زكات زيادى بدهكار است وفقير شده ونمىتواند زكات را