السيد الخوئي

334

توضيح المسائل ( فارسي )

( مسأله 1946 ) اگر به كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير باشد ، مىتواند آنچه را كه به أو داده بابت زكات بدهد . ( مسأله 1947 ) كسى كه بدهكار است ونمىتواند بدهى خود را بدهد اگر چه فقير نباشد انسان مىتواند طلبي را كه از أو دارد ، بابت زكات حساب كند . ( مسأله 1948 ) مسافري كه خرجى أو تمام شده ، يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر أو سفر معصيت نباشد ونتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند ، اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، مىتواند زكات بگيرد . ولى اگر بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فرآهم كند فقط به مقدارى كه به آنجا برسد ، مىتواند زكات بگيرد . ( مسأله 1949 ) مسافري كه در سفر درمانده شده وزكات گرفته بعد از آن كه به وطنش رسيد ، اگر چيزى از زكات زياد آمده باشد ، بايد آن را به حاكم شرع بدهد وبگويد آن چيز زكات است . شرائط كساني كه مستحق زكاتند ( مسأله 1950 ) كسى كه زكات مىگيرد بايد شيعه دوازده امامي باشد واگر انسان كسى را شيعه بداند وبه أو زكات بدهد ، بعد معلوم شود شيعه نبوده بايد دوباره زكات بدهد . ( مسأله 1951 ) اگر طفل يا ديوانه‌اى از شيعه فقير باشد ، انسان مىتواند به ولى أو زكات بدهد . به قصد اين كه آنچه مىدهد ملك طفل يا ديوانه باشد . ( مسأله 1952 ) اگر به ولى طفل وديوانه دسترسى ندارد ، مىتواند خودش يا بوسيلة يك نفر امين زكات را به مصرف طفل يا ديوانه برساند ، وبايد موقعى كه زكات به مصرف آنان مىرسد نيت زكات كند . ( مسأله 1953 ) به فقيرى كه گدائى مىكند مىشود زكات داد . ولى به كسى كه زكات را در معصيت مصرف مىكند ، نبايد زكات داد .