السيد محمد علي الأبطحي
466
مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )
چهارم : گفتن نام خدا هنگام فرستادن سگ ، واگر عمدى نام خدا را نبرد ، آن شكار حرام است ، ولى اگر فراموش كند اشكال ندارد . پنجم : مردن شكار به سبب زخمى كه از دندان سگ پيدا كرده ، پس اگر سگ شكار را خفه كند ، يا شكار از دويدن يا افتادن ويا ترس بميرد حلال نيست . ششم : آن كه كسى كه سگ را فرستاده ، وقتي برسد كه حيوان مرده باشد يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد ، وچنانچه هنگامى برسد كه به اندازه سر بريدن وقت باشد وسر حيوان را نبرد تا بميرد حلال نيست . ( مسأله 2533 ) : كسى كه سگ را فرستاده اگر وقتي رسيد كه مىتوانست حيوان را سر ببرد ، ولى مثلا به سبب بيرون آوردن كارد ومانند آن وقت گذشته وآن حيوان مرده حلال مىباشد ، ولى اگر چيزى همراه أو نباشد كه با آن سر حيوان را ببرد وحيوان بميرد ، حلال نمىشود ، اما اگر در اين حال سگ را وأدار كند كه آن حيوان را بكشد حلال مىشود . ( مسأله 2534 ) : اگر چند سگ را بفرستد وبا هم حيواني را شكار كنند چنانچه همه آنها داراى شرطهائى كه در مسأله ( 2533 ) گذشت بوده اند ، شكار حلال است ، واگر يكى از آنها داراى آن شرايط نبوده شكار حرام است . ( مسأله 2535 ) : اگر سگ را براي شكار حيواني بفرستد وآن سگ حيوان ديگرى را شكار كند ، آن شكار حلال وپاك است ، ونيز اگر آن حيوان را با حيوان ديگرى شكار كند ، هر دوى آنها حلال وپاك مىباشد . ( مسأله 2536 ) : اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند ويكى از آنها كافر باشد وعمدى نام خدا را نبرد ، آن شكار حرام است . ونيز اگر يكى از سگهائى را كه فرستاده اند به طورى كه در مسأله ( 2533 ) گذشت تربيت نشده باشد ، آن شكار حرام مىباشد . ( مسأله 2537 ) : اگر باز يا حيوان ديگرى غير سگ شكارى ، حيواني را شكار كند ، آن شكار حلال نيست ، ولى اگر وقتي برسند كه حيوان زنده باشد وبه دستور شرعي سر آن را ببرند حلال است .