السيد محمد علي الأبطحي

448

مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )

نزديكى از جلوى زن باشد وانزال منى بنمايد . سوم : شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد . چهارم : عده طلاق يا عده وفات شوهر دوم تمام شود . پنجم : بنابر احتياط واجب شوهر دوم بالغ باشد . طلاق خلع طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست به گونه اى كه بيم بيرون رفتن از طاعت شوهر باشد ومهر يا مال ديگرش را به أو مىبخشد تا طلاقش دهد ، طلاق خلع گويند . ( مسأله 2452 ) : اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند واسم زن مثلا فاطمه باشد ، پس از بذل مىگويد : زوجتي فاطمة خالعتها على ما بذلت ، وبنابر احتياط لازم نيز بگويد : هي طالق يعنى زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم ، أو رها است . وچنانچه زن معين باشد گفتن اسم أو در اينجا ودر طلاق مبارات نيز لازم نيست . ( مسأله 2453 ) : هر گاه زنى ديگرى را وكيل كند كه مهر أو را به شوهرش ببخشد ، وشوهر همان شخص را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، واسم شوهر مثلا محمد واسم زن فاطمه باشد ، وكيل صيغه طلاق را اين گونه مىخواند : عن موكلتي فاطمة بذلت مهرها لموكلي محمد ليخلعها عليه پس از آن بدون فاصله مىگويد : زوجة موكلي خالعتها على ما بذلت هي طالق . واگر زن شخصي را وكيل كند كه به جز مهر چيز ديگرى را به شوهر أو ببخشد كه أو را طلاق دهد ، وكيل بايد بجاى كلمه مهرها آن چيز را بگويد ، مثلا اگر صد تومان داده بايد بگويد : بذلت مائة تومان . طلاق مبارات اگر زن وشوهر يكديگر را نخواهند وزن مالي به مرد بدهد كه أو را طلاق