السيد محمد علي الأبطحي

420

مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )

چهارم : اگر وكيل زن وشوهر يا ولى آنها صيغه را مىخوانند هنگام عقد زن وشوهر را معين كنند ، مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند ; پس كسى كه چند دختر دارد ، اگر به مردى بگويد : زوجتك احدى بناتي يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را ، وأو بگويد : قبلت يعنى قبول كردم ، چون هنگام عقد دختر را معين نكرده اند عقد باطل است . پنجم : زن ومرد به ازدواج راضى باشند ، ولى اگر زن ظاهرا با كراهت اذن دهد ومعلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است . ( مسأله 2300 ) : اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را تغيير دهد عقد باطل است . ( مسأله 2301 ) : كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند ، اگر قرائتش صحيح باشد ومعناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند واز هر لفظي معنايش را قصد كند وقصد انشاء را هم توجه داشته باشد مىتواند عقد را بخواند . ( مسأله 2302 ) : اگر زنى را براي مردى بي اجازه آنان عقد كنند ، سپس زن ومرد آن عقد را اجازه نمايند عقد صحيح است . ( مسأله 2303 ) : اگر زن ومرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند ، وپس از خواندن عقد اجازه كنند عقد صحيح است ، واحتياط آن است كه دوباره عقد را بخوانند . ( مسأله 2304 ) : پدر وجد پدرى مىتوانند براي فرزند پسر يا دختر نا بالغ يا ديوانه خود كه با حال ديوانگى بالغ شده است عقد كنند ، وپس از بلوغ طفل ، يا عاقل شدن ديوانه ، اگر عقدي كه براي أو كرده اند مفسده اى نداشته ، نمىتواند آن را به هم بزند ، واگر مفسده اى داشته مىتواند آن را امضا يا رد نمايد ، ولى چنانچه دختر وپسر نا بالغ را پدرانشان به يكديگر تزويج كنند چنانچه پس از بلوغشان اجازه نكنند احتياط به عقد جديد ترك نشود . ( مسأله 2305 ) : دخترى كه بالغ شده ورشيده است ، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، هر گاه بخواهد شوهر كند ، چنانچه بكر ( دوشيزه ) باشد ، بنابر