السيد محمد علي الأبطحي
246
مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )
است ، چنان كه از امام صادق ( عليه السلام ) روايت آمده . ودر حديثي از امام باقر ( عليه السلام ) كه فرمودند : فرزندى كه پدر ويا مادرش مديون از دنيا رفته اند ، اگر بتواند ادا نمايد ونكند عاق آنها مىشود ، گرچه در زمان حيات آنان نسبت به ايشان نيكوكار بوده باشد ، وچنانچه شخص عاق پس از مرگ پدر ومادرش دين آنها را ادا كند وبرايشان طلب آمرزش نمايد ، نام أو در شمار نيكوكاران به والدين نوشته مىشود . ( مسأله 1348 ) : اگر فرزند شك كند كه پدر يا مادرش نماز قضا داشته يا نه ، چيزى بر أو واجب نيست . ( مسأله 1349 ) : اگر فرزند بداند كه پدر يا مادرش نماز قضا داشته وشك كند كه خوانده است يا نه ، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد . ( مسأله 1350 ) : اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است ، بر همه أولياء به صورت واجب كفائي واجب است نماز فوت شده از پدر يا مادر را قضا نمايند . ( مسأله 1351 ) : اگر ميت وصيت كرده تا براي نماز أو أجير بگيرند ، پس از آن كه أجير نماز أو را به طور صحيح خواند ، بر فرزندان أو چيزى واجب نيست . ( مسأله 1352 ) : اگر پسر بخواهد نماز مادر را بخواند ، بايد در جهر واخفات به تكليف خود عمل كند ، پس قضاى نماز صبح ومغرب وعشاء مادرش را بايد بلند بخواند . ( مسأله 1353 ) : اگر خودش نماز قضا دارد وبخواهد نماز قضاى پدر ومادر را هم بخواند قضا كند هر كدام را زودتر خواند صحيح است . ( مسأله 1354 ) : پسر بزرگترى كه هنگام مرگ پدر نا بالغ يا ديوانه باشد ، وقتي كه بالغ شد يا عاقل گرديد ، اگر ساير فرزندان يا ديگرى نماز قضاى پدر يا مادر أو را نخوانده بايد آن را قضا نمايد ، وچنانچه پيش از بلوغ يا عاقل شدن بميرد ، بايد فرزندان ديگر قضا كنند . ( مسأله 1355 ) : هر گاه پسر بزرگتر پس از مدتي كه در آن مىتوانسته قضاى نماز وروزه پدر يا مادر را بجا آورد ، بميرد ، واحتمال برود كه قضا نكرده ، پسر دوم بنابر احتياط واجب ، بايد قضا كند ، ولى اگر اين مقدار فاصله نبوده ويا معلوم است