العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

396

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

شد به قاعده مىتواند گروى را بفروشد اگر مالى از مديون نزد طلبكار است و طلبكار مىگويد اين گروى طلب من است و مىتوانم بفروشم و طلب خود را استيفا كنم و بدهكار مىگويد نزد تو امانت سپردم و وديعه است و نمىتوانى بفروشى قول مديون مقدم است و از اين جهت گفتيم بىصيغه لفظى رهن محقق نمىشود و بعضى پنداشته‌اند ظاهر موافق قول طلبكار است چون دين مسلم است و بودن مال مديون در دست طلبكار غالبا براى رهن خواهد بود اما اصل مخالف ظاهر است فصل سيم - در حجر يكى از توابع و متعلقات دين احكام ورشكستگى است و ورشكسته از تصرف در اموال خود ممنوع و حجر بمعنى منع است و به مناسبت مقام همه كسانى كه از تصرف در اموال خود ممنوعند در اين فصل ذكر گرديده‌اند سبب منع مالك از تصرف در مال خود شش چيز است اول صغير بودن يعنى طفلى كه به حد بلوغ نرسيده از تصرف در هر كار ممنوع است تا به بلوغ و رشد برسد و بلوغ در مردان به سه