العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
392
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
گرو آبستن شود همچنين هر فائده كه از مالك عايد شود از رهن محسوب نمىگردد . كسى كه به يك نفر دو فقره بدهى دارد و گرو بر يك بدهى است وقتى مديون وام خود را كه در مقابل گروى است پرداخت مىتواند گروى را بستاند و طلبكار حق ندارد گرو را نگاهدارد تا دين ديگر پرداخته شود . اما جائز است با تراضى گروى را كه بر دين اول است بر هر دو دين قرار دهند . ولى طفل و مجنون و غير آنان جائز است اگر مصلحت بينند براى آنها وام گيرند و گرو بدهند . و انواع ديگر وسائل اطمينان براى دين كه ميان مردم رايج است و آن را در عرف گرو مىگويند در اصطلاح شرع گرو نمىگويند و از اين جهت مىگوييم صيغه فارسى در غالب معاملات صحيح نيست چون الفاظ فارسى دلالت كامل بر عين آن معنى شرعى كه از كلمه عربى فهميده مىشود ندارد و احتمال مىدهيم گوينده فارسى غير معناى لفظ عربى را قصد كرده باشد مثلا ورقه شناس نامه و قباله ملك و اجازه كار و امضا بر ورقه سفيد را گرو مىگذارند كه هيچ يك قابل معاوضه بمال نيست و رهن در اصطلاح شرع قابل تبديل بمال است .