العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
373
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
گذشت ( در صفحه 248 ) آباد كردن زمين براى هر كارى به آن است كه آماده آن كار شود مثلا براى زراعت خار و خس و گياه هرزه و نيزار و مرداب و سنگ و امثال آن را دور كنند و ببرند و گودال را پر كنند و جوى آب بكشند و اگر شروع در كار كرده است اما هنوز آماده نشده تحجير گويند و تحجير گر چه موجب مالكيت نيست موجب اولويت هست و زمينى كه خود آماده است چون تصرف كنند مالك مىشوند اما مباحات ديگر علامه در قواعد گويد در معادن خلاف است بعضى آن را از انفال شمردهاند و بعضى مشترك ميان همه مسلمانان دانند و او خود قول دويم را اختيار فرموده است گويد معادن ظاهره مانند نمك و كبريت و موميا و سرمه و ياقوت كه دست يافتن به آن رنج و مشقت ندارد هر كس هر چه بردارد مالك مىشود و آن را اقطاع نمىتوان داد و اقطاع آن است كه امام بهره گرفتن از مالى را تخصيص به كسى دهد و آن را در زمان ما امتياز گويند و مفسده اقطاع آن است كه يك نفر بىآن كه رنج برده و مشقتى كشيده و مالى صرف كرده همه منافع معدن را به خود تخصيص دهد و جائى كه بدان مبادرت جسته تا آخر روز كار خاص خود داند و ديگران را منع كند اما معادن باطنيه كه به كندن زمين و شكستن سنگ و شكافتن نقب بدست مىآيد مانند فيروزه و قلعى