العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
353
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
نباشد بعض مؤمنين و اگر آنها ميسر نشود بردارنده آن ، بهر حال حفظ انسان عاجز و بىسرپرست واجب كفائى است و و انفاق كننده واجب نيست قصد تبرع كند بلكه جائز است به اين نيت انفاق كند كه اگر طفل بعد از بزرگى مالى يافت يا كسى به او بخشش و انفاق كرد يا از خيرات و زكات و اوقاف و امثال آن ميسر شود بر دارد اگر طفلى يافتند پس از آن پدر يا جد او معلوم شد چون آنها اولى به طفلند مىتوانند فرزند خود را از يابنده بگيرند و خود نگاهدارند و اگر راضى شدند بنگاه دارى يابنده ، و يابنده راضى نباشد مىتواند آنان را مجبور كند به گرفتن فرزندشان و اگر معلوم شود ديگرى كودك را يافته و برداشته آنگاه رها كرده و يابنده ديگر او را از سر راه برداشت مىتوان به تقاضاى يابنده تازه يابنده اول را مجبور كرد به پذيرفتن آن و اگر يابنده اول خواست نيز مىتواند دويم را مجبور كند به تحويل بوى و اگر هر دو راضى باشند نزد يابنده دويم بماند و به نظر مىرسد كه چون حاكم شرع بر اين گونه اطفال ولايت دارد نه يابندگان ، در اختلاف يابندگان مىتواند هر يك را بهتر داند براى پرستارى طفل برگزيند و اگر هيچ يك را مصلحت نداند به ديگرى دهد بر خلاف پدر و جد كه خود ولايت دارند و حاكم