العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
777
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
قصاص در جائى رواست كه بيم هلاك يا سرايت نباشد يعنى افزونى قصاص در جراحت اصلى و آنجا كه بيم خطر باشد روا نيست مانند آن كه بام الدماغ يعنى پوست مغز سر رسد يا آن چه در جوف راه يابد چه اندرون شكم و سينه و يا جاى ديگر كه خطر باشد و همچنين قصاص در شكستن استخوان روا نيست زيرا كه نمىتوان چنان شكست كه به اندازه جنايت اول باشد . هر گاه مسلمان ذمى را بكشد به قصاص مسلمان را نبايد كشت همچنين آزاد كه بنده را بكشد قصاص نيست . اگر بينى كسى را ببرد كه بوى نمىشنود اما بينى جانى بوى مىشنود مىتوان قصاص كرد همچنين گوش شنوا را براى گوش كر مىتوان قصاص كرد اما آلت مردى جانى اگر سالم باشد نبايد بخاطر آلت عنين بريد . اگر مرد يك چشم مرد ديگرى را كه هر دو چشم سالم دارد كور كند قصاص مىتوان كرد و اگر يك چشم سالم را كور كند نيز مىتوان قصاص كرد هر چند جانى كور مىشود . اگر كسى دندان كودكى را بيرون آورد يك سال درنگ بايد كرد اگر روييد ارشى يعنى مقدارى مال تاوان بايد داد و اگر