العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

700

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

ديگر آن كه بايد پول حاضر كند و چك سند طلب است نه عين پول ديگر آن كه روز چهارم شفعه ساقط مىشود و تلفيق روزى به روزى نبايد كرد ديگر اين كه نمىدانم خواهنده شفعه شريك در ملك بوده است تا حق شفعه داشته باشد قاضى مقلد بايد عين واقعه را از مجتهد استفتا كند و ممكن است اصحاب دعوى اجتهاد مفتى را منكر شوند يا عدالت و ساير شرائط فتوى را يا بگويند ما تقليد مجتهد ديگر مىكنيم و مجبور نيستيم قول مجتهد تو را به پذيريم يا بگويند اين فتوى منطبق با واقعه ما نيست و به هيچ دليلى نمىتوان دو طرف دعوى را به قبول حكم قاضى كه خود مقلد است ملزم ساخت خصوصا اگر در اين كه مورد محاكمه درست مصداق فتوى مجتهد باشد ترديد كنند و اگر بالفرض هر دو تصديق كردند و پذيرفتند و مرافعه به پايان رسيد مثل آن است كه خود به اختيار دست از نزاع بر دارند بارى حكومت به تقليد خصوص در عصر غيبت از اوهام بىاصل است اما هر گاه قاضى مجتهد باشد حكم او در يك مورد واقعه و لو بر خلاف فتواى مرجع تقليد اصحاب دعوى باشد حجت است و نيز ضامن اجراى حكم مجتهد شيعه ايمان اهل دعوى بوده و هست و در مرافعات آنان غير جهل به حكم در مورد جزئى هيچ علت ديگر موجب نزاع تصور نمىشود . شرط قاضى در زمان حضور امام اذن خاص او است مگر قاضى تحكيم به تراضى دو طرف و در زمان غيبت حكم هر فقيهى كه جامع صفات قاضى باشد نافذ است . مستحب است قاضى منصوب از جانب امام ( ع ) مردم را از