العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
673
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
و اولاد ذكور او و اگر مفقود باشد ضامن جريره و اگر نباشد امام وارث است و ولا به آزاد كننده مادر بر نمىگردد . اگر آزاد كننده بميرد و دو پسر داشته باشد يكى از پسران هم بميرد و پس از آن بنده آزاد شده در گذرد ارث بنده ميان فرزند زنده و وارثان فرزند در گذشته تقسيم مىشود . دويم از اقسام و لا ضمان جريره است . كسانى كه از بلاد خود به غربت افتاده و نسب و وطن خود را فراموش كردهاند و در شهرى كه هستند خويش نسبى ندارند خواه به اسارت آمده باشند يا بنده بوده و در راه خدا آزاد شده باشند و آزاد كننده ولاى عتق بر آنها نداشته باشد يعنى سائبه باشند مىتوانند در شهرى كه هستند با مردى صاحب نسب و قبيله پيمان بندند و خود را داخل قبيله آنها سازند و آن مرد صاحب قبيله ضامن جنايات خطائى آنها شود وارث ببرد و آن چه در رجال و تاريخ معروف است هاشمى بالولاء مثلا يا « مخزومى مولاهم » شامل ولاى عتق و ضمان جريره مىشود گويند ممكن است دو تن سائبه كه هيچ يك نسب و قبيله معروف ندارند ضامن جريره يكديگر شوند . هر گاه ميت خويش نسبى داشته باشد ارث به ضامن جريره نمىرسد و همچنين اگر مولاى معتق داشته باشد ضامن جريره ارث نمىبرد بلكه ضامن جريره براى او معقول نيست