العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

665

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

7 - از زن مزبور شوهر مانده است و عمه مادرى و خاله پدرى و خاله مادرى . شوهر سه ششم مىبرد و خاله ها دو ششم كه آن را شش قسمت مىكنيم يك قسمت از دو ششم به خاله مادرى مىرسد و پنج قسمت به خاله پدرى و يك ششم به عمه مادرى . خاله چون در مقابل عمه باشد به مقتضاى روايات سهم مادر را مىبرد و مادر باصطلاح فقها فريضه بر است و ثلث اصل مال را بىنقصان به او بايد داد خاله هم كه بواسطه او متصل به ميت است ثلث اصل مال را مىبرد بىنقص . اما عمه مادرى در مقابل عمه پدرى فريضه بر نيست چون سهم پدر به آنها مىرسد و پدر نيز فريضه بر نيست علت ندارد نقص بر مادرى وارد نشود پس از هر چه هست شش يك به مادرى بايد داد نه شش يك اصل مال را و بعضى گويند سدس اصل را بايد داد همچنين خاله مادرى در مقابل خاله پدرى شش يك اصل مال را نمىبرد بلكه شش يك باز مانده از شوهر را مىبرد . و در خال و خاله نكته ايست كه در عم و عمه نيست زيرا كه مادر فريضه بر است و خال و خاله جانشين اويند و هر گز نبايد نصيب آنها از ثلث اصل مال كمتر شود و سهم خالهء مادرى هم نبايد از سدس ثلث كمتر باشد پس سدس ثلث را بهر حال بايد به خاله مادرى داد و پنج سدس را به پدرى و سدس اصل مال كه باقى مىماند براى عمه ها يا عموها است و اگر عمو و عمه نباشد آن سدس هم به خاله ها برمىگردد چنان كه مادر اگر بود و پدر نبود به او بر مىگشت و خاله ابى و امى هر دو در آن سهيمند و در مثال چهارم سه قول گذشت . اين مسأله از مشكلات مسائل ارث است ناچار بوديم تفصيل دهيم .