العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

642

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

گشتن عصير و سركه شدن آن بلكه تغير صفات مطلقا چنين است شارع براى آن كه بيخ فساد را بركند از آغاز بروز علائم الكل از عصير نهى كرد چنان كه اگر كسى آب انگور را در آن حال بنوشد اگر چه مست نشود حد شراب خوردن بايد زد . اطباى پيشين آب انگور را كه اندكى بجوشانند بر آتش آنگاه بر دارند و مدتى بگذارند تا مخمر شود مسطار مىگفتند يعنى مستى آور آن را سكرى ضعيف است جوشانيدن عصير قوه تخمر آن را كمتر مىكند و اگر دو ثلث آن به جوشيدن بر آتش بخار شود ديگر الكل در آن پديد نخواهد شد و هر چه بگذارند فاسد نمىشود از اين جهت كسى كه خواهد شيره انگور را مدتها نگاهدارد بايد لا اقل چندان بجوشاند كه دو ثلث آن بخار شود و تفصيل بيشتر اين حكم را در حاشيه وسائل نوشته‌ايم . از آن چه گفتيم معلوم شد علت مستى وجود الكل است و آن بر كسى مخفى نيست حتى مشروب الكلى و مسكر مرادف يكديگرند . آب جوسه تا چهار در صد الكل دارد سكرش كمتر است و هر چه بيشتر باشد بيشتر و گاه مشروبى پنجاه در صد الكل دارد و سكرش بسيار شديد است . و الكل بهر حال سم است اما مقدار كم آن كه آميخته با آب و مواد ديگر باشد قاتل فورى نيست مانند ترياك كه حدى از آن كشنده است و حدى مخدر و گروهى گويند در سكر الكل شك داريم خود را فريب مىدهند و بايد علما مسئوليت سكر الكل را به عهده خود سائلان گذارند چون شك علما و ندانستن آنها رفع مسئوليت از خود مردم نمىكند . اما اجسام جامد و نيمه جامد كه به نظر شيمىدانان در تركيب مانند