العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

598

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

مىتوانند همه اسيران جنگى خويش را آزاد سازند . مرد يا زن مالك پدر و مادر خود نمىشوند هر چند بالا روند و نيز مالك فرزندان خود نمىشوند هر چه پائين روند . مرد مالك محارم نسبى و رضاعى خود نمىشود مانند خواهر و مادر و هر چه مملوك نمىشود اگر قهرا بملك كسى در آيد فورا آزاد مىگردد فصل دوم در آزاد كردن بنده صيغه صريح در آزاد كردن بنده آن است كه بگويد أنت حر يعنى آزادى و در اين كه لفظ عتق كافى باشد اشكال است . الفاظ ديگر در آزاد كردن كافى نيست و اشاره يا نوشتن با قدرت بر تلفظ نيز كافى نيست و عتق مشروط واقع نمىشود مانند آن كه بگويد اگر فلان عمل را براى من انجام دادى آزادى اما چون وعده داده است و عمل به وعده واجب تكليفى است بايد به وعده خود وفا كند و گر نه گناه كرده است اما تا به صيغه خاصى آزادش نكند آزاد نمىشود .