العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

564

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

قيم و ولى ديوانه مىتواند زن او را طلاق دهد اما كسى از طرف پسر نابالغ و مرد مست و بيهوش نمىتواند . شرط است زنى كه طلاق مىدهند زن دائمه باشد و پاك از حيض و نفاس كه در آن پاكى نزديكى نكرده باشد و اگر كرده باشد صبر كند تا قاعده زنانه بيند و پاك شود و در پاكى دويم طلاق دهد و اگر در حيض نزديكى كرده در پاكى پس از آن طلاق نيست مگر تا حيض ديگر درنگ كند و در پاكى بعد از حيض دويم طلاق دهد . چند زن را بهر حال مىتوان طلاق داد . 1 - زن صغيره كه به سن بلوغ نرسيده 2 - زن يائسه يعنى به سنى رسيده كه حيض نمىبيند ( صفحه 573 ) 3 - زن آبستن 4 - زنى كه هنوز با او مقاربت نكرده است 5 - زنى كه شوهر از او غائب است و اطلاع بر حال زن بر وى ممكن نيست به شرط آن كه بداند از طهر مقاربت منتقل به حال ديگر شده است . زن نزديك پنجاه سال كه قاعده زنانه او به تاخير مىافتد اگر شك كند به سبب آبستنى است يا مقدمه يائسگى ، آن را در اصطلاح فقها مسترابه گويند اما در اصطلاح قرآن يائسه است ( اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ ) چون نوميدى از حيض گمان گذشتن سن است نه يقين به آن . اگر مرد با او نزديكى كند پس از آن خواهد