العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

546

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

انگشترى يا يك درهم و بعضى گويند غنى اسبى قيمتى بدهد و در فقير نيز يك دينار گفته‌اند و بهر حال چيزى بايد داد كه سزاوار مرد باشد و زن دل شكسته نشود خصوصا كه بىمهر راضى به عقد گرديده است . خداى تعالى زنان را براى خانه دارى و شوهر دارى و تربيت فرزند آفريده است غايت همتشان اين است و چون نزديك آرزو برسند و نوميد گردند اين عقده دل زندگى را تا آخر عمر بر آنها تلخ مىسازد گاه ضعف ايمان آنان را بقتل و فحشا و خودكشى وا مىدارد تلافى نوميدى آنان به متعه بايد كرد و اگر به بىمهرى تن نداده بودند مهر خود كافى بود . عرب در جاهليت و ملاحده زمان ما به مصالح زنان اعتنا نمىكنند در جاهليت بسا مردان دوست زن مىگرفتند و زنان دوست مرد و پس از چندى رها مىكردند و در قرآن از ( * ( مُتَّخِذِي أَخْدانٍ ) * و * ( مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ ) * ) نهى بليغ فرموده و آنان را در سياقت زناكاران آورده است جائز است مهر را در عقد معين نكنند اما به اختيار و تعيين يكى از زوجين گذارند و آن را مفوضة المهر گويند اگر به اختيار زن گذارند نبايد بيش از مهر السنه تقاضا كند و اگر به عهده شوهر گذارند هر چه حكم كند كافى است و صحيح اگر چه بيش از مهر السنه و مهر المثل ، و اگر حاكم پيش از مقاربت در گذرد و مهر معين نكرده باشد بعضى گويند متعه بايد داد و بعضى گويند مهر المثل و علامه در