العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

531

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

بدكار را متعه كردن همچنين دختر باكره را حتى با اذن پدر و رضايت خود دختر بلكه اگر پدر نداشته باشد نيز مكروه است چون ننگ است و راه فحشا را بر دختران مىگشايد و از رغبت مردان در نكاح آنها مىكاهد و در روايت ابى سعيد قماط وارد است كه اگر دختر بكر را متعه كرد حتى با رضايت دختر ازاله بكارت نكند كه آن ننگ است بر دختران هر چند راضى بان باشند پرهيز بايد كرد . اما متعه دختران را حرام مطلق نفرمود چون گاهى مصلحت زن است و چاره غير آن نيست مثل آن كه مرد شريف و ثروتمند كه چهار زن دائم دارد دخترى را موافق مصلحت با مهر بسيار و مدت طولانى عقد متعه كند كه هيچ علت فساد در آن تصور نمىشود اما بهر حال متعه گرفتن در غير حال احتياج مكروه است بكر باشد يا ثيب و در حديث ابن شمون از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام است به متعه خود را از خانواده و زنان آزاد خود مشغول نسازيد كه ناسپاسى كنند و بيزارى جويند از شما و بر كسى كه اين دستور داد لعن و نفرين فرستند و هيچ يك از ائمه را نشنيديم متعه گرفته باشند و روايت صحيح در آن نقل نشده است و در وافى باب مستقلى است در كراهت متعه بارى تشريع متعه ضرورتى است و در آن اقتصار به قدر ضرورت بايد كرد مانند كشف عورت بيمار براى معالجه طبيب . و اگر ضرورت مقتضى نبود عقلاى جهان مىتوانستند فحشا را براندازند