العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

516

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

خواهر پسر عمه خويش است . و نيز بايد دقت كرد تا كسى دايه زن خود را نگيرد كه مادر زن او است و دخترى كه زنش از شوهر ديگر شير داده نگيرد كه ربيبه او است و زن نبايد پدر رضاعى خود يا پسر رضاعى خود را شوهر بگيرد كه زن پدر و عروس نيز محرمند . شرط حرمت آن است كه دايه شير از نكاح حلال آورده باشد نه آن كه شير بىنكاح به خود از پستان جارى شود و در شبهه خلاف است . شرط ديگر آن كه يك شبانه روز پى در پى كودك را شير دهد و در اين مدت چيز ديگر به كودك نخورانند حتى آب ، يا پانزده بار پى در پى شير دهد بىآن كه در آن ميان شير ديگرى بخورد اما غذاى ديگر غير شير در ميان پانزده رضعه ضرر ندارد اصل در حرمت آن است كه به اندازه شير دهد كه گوشت بروياند و استخوان سخت كند و آن دو تقدير ديگر هم كه مقرر كردند براى آن است كه در گوشت و استخوان تأثير مىكند اما ده بار شير دادن مشكوك است . شرط سيم آن كه از پستان بخورد نه بدوشند و به ظرف ديگر بدهند . شرط چهارم آن كه كودك از دو سال بيشتر نداشته باشد اما اگر زن بيش از دو سال از زادنش گذشته باشد باكى نيست و بعضى گويند آن نيز بيش از دو سال نباشد و آيه كريمه فرمايد