العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

504

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

عقد كند زن مىتواند عقد را فسخ كند و بعضى گويند فقط مهر را مىتواند نپذيرد نه عقد را : صغير و مجنون و سفيه اگر پدر و جد نداشته باشند وصى و حاكم شرع ولى آنها است . اگر برادر يا خويشاوندان ديگر يا بيگانه براى زن يا مردى عقد نكاح بندند موقوف بر اجازه آنها است صغير باشند يا بالغ و سفيه يا رشيد فرق نمىكند و دختر باكره چون عقد را بر او عرضه داشتند و انكار نكرد بلكه خاموش ماند همان سكوت اجازه است و به نظر ما اين حكم خاص به پدر است و غير پدر را بايد اجازه صريح دهد و چنان كه گفتيم ولى دختر باكره پدر او است و براى داماد و عاقد رخصت پدر كافى است و اين وظيفه پدر است كه بىرضاى دختر او را عقد نكند نه وظيفه عاقد و داماد و رسم امروز كه عاقد از خود دختر بلفظ صريح اذن مىخواهد بهتر است و هر چه در نكاح بيشتر احتياط كنند خوبست اگر زنى مردى را وكيل كند كه او را بهر كس صلاح بداند شوهر دهد او نمىتواند براى خود عقد كند هر چند صلاح زن را در آن داند بلكه بايد از او اذن خاص خواهد و اگر براى خود عقد كرد و زن رضا داد مانند عقد فضولى به اجازه صحيح مىشود .