العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

493

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

بيش از نامزدى دلالت ندارد و از اين كه در طلاق به جمله اسميه انشاء توان كرد دليل آن نيست كه در همه جا بتوان و علماى اصول و بيان مىدانند انشاء مجاز است و مجاز مطرد يعنى همه جائى نيست مثلا در عربى عتق رقبه مؤمنه صحيح است و عتق جيد مؤمن صحيح نيست و عين گويند و از آن جاسوس خواهند و از بصر جاسوس نخواهند و ما در فارسى مىگوييم زمين خورد و خوردن مجاز است بمعنى افتادن اما در همه جا نمىتوان اين مجاز را استعمال كرد مثلا سنگ خورد يعنى بر سنگ افتاد يا آب خورد يعنى در دريا افتاد . و گروهى جاهل از همه چيز بىخبر نه خود علم و تتبع دارند و نه حسن ظن به برزگان علماى سلف هر چه به زبانشان آيد مىگويند و در بديهيات شبهه مىكنند و به عقلاى جهان نسبت سفاهت مىدهند و قيودى كه در صيغه عقد ذكر كرده‌اند بىدليل مىشمارند بارى از اين كه طلاق را به جمله اسميه انشاء توان كرد دليل آن نيست كه در نكاح نيز بتوان اگر از كسى بپرسند آيا دخترت را به فلان تزويج كردى او بگويد ( نعم ) آرى در ايجاب نكاح كافى است زيرا كه نعم دلالت صريح دارد بر اثبات مفاد سؤال و بعضى متكلفان در آن شك مىكنند و اعتبار به شك آنان نيست . كفايت مىكند ترجمه عقد نكاح براى كسى كه از عربى عاجز باشد همچنين اشاره كافى است اما اگر عربى بتواند ترجمه كافى نيست چون نكاح حكم شرعى است و تا يقين به صحت