العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
475
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
حاكم شرع بايد آنها را به تراضى وا دارد به ترغيب و تحريص و اگر ممكن نشد ديگرى را براى انجام وصيت معين كند موقتا تا آنها توافق نمايند اگر تاخير وصيت ممكن نباشد و اگر يكى از دو وصى يا هر دو عاجز شوند مردى توانا براى يارى آنها بر گمارد اگر موصى دو وصى معين كند و صريح گويد كه تنها مىتوانند عمل كنند صحيح است و جائز است اعمال را تقسيم كنند بعضى را يكى انجام دهد بعضى را ديگرى . اگر وصى وصايت خويش را رد كرد و خبر به موصى رسيد صحيح است و رد او قبول مىشود اما اگر خبر به موصى نرسد رد صحيح نيست و مجبور است بمفاد وصيت عمل كند مگر خطرى باشد و ظالمى مانع شود و اگر وصى خيانت كند و خيانت او بر حاكم شرع ثابت شود حاكم شرع بايد ديگرى به جاى او نصب كند و به قاعده اگر وصيت براى شخص و اشخاص معين كرده باشد دخالت حاكم موقوف بر تقاضاى صاحبان حق است و اموالى كه در دست وصى تلف شود ضامن نيست مگر تعدى يا تفريط كرده باشد . اگر وصى از ميت طلبكار بوده است جايز است دين خود را از اموال او بردارد و نيز جايز است اگر مالدار است از مال او قرض بردارد اما اگر فقير است جايز نيست چون ممكن