محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6383

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفتند : « رضايت نمىدهيم كه سالارى بجز امير مؤمنان داشته باشيم . » و به موسى بن - بغا و بايكباك كه مقابل جانفروش بودند نامه نوشتند ، موسى با مردان خويش بيامد تا به پلى رسيد در ناحيهء وزيريه ، به روز جمعه ، مهتدى نيز در حير اردو زد و نزديك آنها شد ، سپس سوى جوسق رفت ، با سلاح . وقتى روز شنبه شد ، سيزده روز رفته از رجب ، بايكباك به اطاعت آمد و موسى با حدود دو هزار كس به طرف خراسان رفت . يكى از وابستگان به نزد مهتدى رفت و به دو گفت كه بايكباك با موسى وعده نهاده كه ترا در جوسق بكشد . پس مهتدى بايكباك را بگرفت و بگفت تا سلاح وى را برگيرند و او را بدارند كه به روز شنبه تا به وقت پسين بداشته بود ، آنگاه مردم كرخ و مردم دور برون شدند كه او را مىخواستند . آنگاه برفتند و صبحگاه يكشنبه بيامدند و هيچكس از آنها سوار يا پياده نبود كه با سلاح نيامده بود . وقتى به جوسق رسيدند مهتدى نماز نيمروز را بكرد و با فرغانيان و مغربيان به مقابلهء آنها برون شد ، تركان از مقابلشان پس رفتند و چون به تعقيب آنها رفتند ، كمينى از آن تركان درآمد و جمعى انبوه از فرغانيان و مغربيان كشته شد . مهتدى بگريخت و بر در ابو الوزير گذشت ، يكى از غلامان وى بانگ مىزد كه اى مردم اين خليفهء شماست . تركان از پى وى تاختند كه وارد خانهء احمد بن جميل شد و از خانه اى به سوى خانهء ديگر بالا رفت . تركان همهء آن ناحيه را در ميان گرفتند و او را از خانه اى از آن غلام عبد الله بن عمر بازيار درآوردند ، ضربتى به تهيگاه وى خورده بود . وى را كه پيراهن و شلوارى به تن داشت ، بر اسبى لاغر ببردند و خانه كرخى و خانه هاى بنى ثوابه و گروهى از مردم را غارت كردند . و چون روز دوشنبه شد احمد بن متوكل را كه به نام ابن فتيان شهره بود به خانهء يارجوخ بردند . تركان در خيابانها مىگشتند و عامه را مىستودند كه متعرضشان نمىشدند . كسان ديگر گفته‌اند : سبب آن بود كه مردم دور سامرا و كرخ به روز دوشنبه