محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6452
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنگاه معتمد به اردوگاه خويش بازگشت و ولايتدارى فارس را به ابن و اصل نوشت كه وى آنجا رفته بود و جمعى را فراهم آورده بود . آنگاه معتمد به مداين بازگشت . ابو احمد برفت ، مسرور و ساتكين و جمعى از سرداران نيز با وى بودند و چيزى از املاك و منزلهاى ابو الساج را بگرفت و آن را تيول مسرور بلخى كرد . محمد بن طاهر طاهرى به روز دوشنبه چهارده روز مانده از رجب به بغداد رسيد كه به كار بازگشته بود . در رصافه خلعت گرفت و در خانهء عبد الله بن طاهر فرود آمد ، هيچكس را برنداشت و هيچكس را نگماشت ، دستور داده شد پانصد هزار درم به او داده شود . نبردى كه ميان سلطان و صفار بود به روز عيد شعانين بود . محمد بن على بن فيد طايى به ستايش ابو احمد و تذكار قصهء صفار شعرى گفت به اين مضمون : « كلاغ كه بانگش خاموش باد ، « بانگ برآورد « و از ياد محبوبان « دلم را مشتاق كرد « دوريشان را بانگ زد « و از رفتنشان ديدهام اشكبار شد « وليعهد مسلمانان را « نسبهاى محترم هست « كه به منصبها آراسته « و مرتبتهاى بلند كه كس بدان برسد . « صفار با گروههاى مرتب آمده بود