محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6447

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در شوال همين سال يعقوب بن ليث سوى فارس روان شد ، در آن وقت ابن و اصل در اهواز بود كه از آنجا به فارس رفت و با يعقوب تلاقى كرد ، به ماه ذى قعده ، كه يعقوب وى را هزيمت كرد و سپاهش را بشكست و كس به خرمه ، قلعهء ابن و اصل ، فرستاد و هر چه را كه در آن بود بگرفت . گويند بهاى آنچه يعقوب از آنجا گرفت به چهل هزار هزار درم رسيد ، مرداس دايى ابن و اصل را نيز اسير كرد . در اين سال ياران يعقوب بن ليث با مردم زم و موسى بن مهران كرد نبرد كردند ، به سبب آنكه با محمد بن و اصل همدلى كرده بودند و آنها را بكشتند و موسى بن - مهران هزيمت شد . در اين سال ، دوازده روز رفته از شوال ، معتمد در دار العامه بنشست و پسر خويش جعفر را ولايت عهد داد و نامش را المفوض الى الله كرد و مغرب را به دو سپرد ، موسى بن بغا را نيز به دو پيوست و افريقيه و مصر و شام و جزيره و ارمينيه و راه خراسان و مهرگان كدك و حلوان را به دو سپرد ، برادر خويش ابو احمد را نيز ولايت - عهد داد از پى جعفر و مشرق را به دو سپرد و مسرور بلخى را به دو پيوست و بغداد و سواد و كوفه و راه مكه را با مدينه و يمن و كسكر و ولايت دجله و اهواز و فارس و اصبهان و قم و كرخ و دينور و رى و زنجان و قزوين و خراسان و طبرستان و گرگان و كرمان و سيستان و سند را به دو سپرد . براى هر يك از آنها دو پرچم بست : سياه و سفيد ، و شرط نهاد كه اگر حادثهء مرگ بر او رخ نمود و جعفر براى كار خلافت به كمال نرسيده بود ، خلافت از آن ابو احمد باشد ، سپس از آن جعفر . در اين باب از مردم بيعت گرفتند و نسخه هاى مكتوب را پراكنده كردند و يك نسخه همراه حسن بن محمد شواربى فرستادند كه در كعبه بياويزد ، جعفر مفوض در شوال ، موسى بن بغا را ولايتدار مغرب كرد و فرمان را همراه محمد بن مولد به نزد وى فرستاد . ( 515 در اين سال محمد بن زيدويه از يعقوب بن ليث جدا شد و با چند هزار از ياران خويش از اردوگاه وى كناره گرفت و سوى ابو الساج رفت كه او را پذيرفت و با