محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6437

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مهلبى رفت و با وى نبرد كرد ، مهلبى او را هزيمت كرد كه برفت و آماده شد و باز به نبرد وى بازگشت و نبردى سخت كرد و از زنگيان كشتار فراوان كرد و اسير بسيار گرفت ، على بن ابان هزيمت شد و با همراهان زنگى خويش برفت تا به بيان رسيدند ، خبيث مىخواست آنها را پس فرستد اما بازنگشتند كه ترس در دلهاشان افتاده بود . وقتى اين را بديد اجازه شان داد كه وارد اردوگاه وى شوند كه همگى وارد شدند و در شهر وى بماندند . عبد الرحمان به حصن المهدى رفت كه در آنجا اردو زد ، خبيث ، على بن ابان را به مقابلهء عبد الرحمان فرستاد كه با وى نبرد كرد اما بر او دست نيافت . پس از آن على به آهنگ محل معروف به دكر برفت ، در آن وقت ابراهيم بن سيما به باذآورد بود و با على نبرد كرد كه هزيمت شد ، بار ديگر نبرد كرد و باز ابراهيم او را هزيمت كرد ، كه شبانگاه برفت و بلدانى همراه خويش ببرد كه وى را از جنگلها و بيشه زارها ببردند تا به نهر يحيى رسيد وقتى خبر وى به عبد الرحمان رسيد طاشتمر را با گروهى از وابستگان سوى او فرستاد كه به على نرسيد كه محلشان از نى و علف صعب العبور بود ، طاشتمر آنجا را آتش زد كه به فرار از آن برون شدند و اسيرانى از آنها گرفت . على بن ابان برفت تا به نسوخ رسيد و با ياران همراه خويش آنجا بماند . خبر به عبد الرحمان بن مفلح رسيد كه سوى عمود روان شد و به آنجا رسيد و بماند . على بن - ابان سوى نهر السدره رفت و به خبيث نوشت و از او كمك خواست و خواست كه براى وى كشتى فرستد كه سيزده كشتى براى وى فرستاد كه جمعى انبوه از ياران وى در آن بودند . على با كشتيها برفت تا به عبد الرحمان رسيد . عبد الرحمان با همراهان خويش به مقابلهء وى برون شد ، اما ميانشان نبردى نشد . دو سپاه آن روز را مقابل هم ببودند و چون شب شد على بن ابان از ياران خويش جمعى را كه از دليرى و ثباتشان اطمينان داشت برگزيد و با آنها برفت ، سليمان بن موسى معروف به شعرانى نيز با وى بود