محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6418
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بالا برده بود و مىخواست بصره را با مردم آن واژگون كند . پس دانستم كه ويران كردن بصره را فرشتگان عهده كردهاند نه ياران من ، اگر ياران من اين را عهده كرده بودند بدين مرحلهء سخت كه از آن نقل مىشود نمىرسيدند . فرشتگان مرا نصرت مىدهند و مرا در نبردم كمك مىدهند و هر كس از ياران مرا كه دلشان سستى گرفته ثبات مىدهند . » محمد بن حسن گويد : خبيث از آن پس كه بصره را ويران كرد به يحيى بن زيد ابن على انتساب گرفت و اين از آن رو بود كه جمعى از علويان مقيم بصره به نزد وى شدند كه على بن احمد بن عيسى و عبد الله بن على ( 488 با گروهى از زنان و حرمتهاشان از آن جمله بودند ، وقتى به نزد وى رسيدند انتساب به احمد بن عيسى را رها كرد و به يحيى بن زيد انتساب گرفت . محمد بن حسن گويد : هنگامى كه جمعى از نوفليان به نزد خبيث حضور داشتند قاسم بن حسن نوفلى گفت : « شنيده بوديم كه تو از فرزندان احمد بن عيسى ابن زيدى » و شنيدم كه گفت : « من از فرزندان عيسى نيستم ، از فرزندان يحيى بن زيدم . » گويد : اما اين را دروغ مىگفت كه دربارهء يحيى اتفاق هست كه فرزند نداشت بجز دخترى كه به وقت شيرخوارگى درگذشت . در اين سال ، سلطان ، محمد مولد را براى نبرد با سالار زنگيان به بصره فرستاد و او به روز جمعه يك روز رفته از ذى قعده از سامرا حركت كرد . سخن از اينكه مولد در بصره چه كرد ؟ گويند كه محمد معروف به مولد ، وقتى سوى بصره رفت ، در ابله فرود آمد . بريه نيز برفت و در بصره جاى گرفت و بسيار كس از مردم بصره از فرارىشدگان بر او