محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6771
تاريخ الطبرى ( فارسي )
قيام كنند . در اين سال ، حسين بن حمدان از راه شام يكى را به نام كيال ( 136 با شصت كس از يارانش به نزد سلطان فرستاد . اينان از ياران زكرويه بوده بودند و از او امان خواسته بودند . در اين سال اندرونقس بطريق ، به بغداد رسيد . در اين سال ، ميان حسين بن حمدان و بدويان كلب و نمر و اسد كه در ماه رمضان همين سال بر ضد وى فراهم آمده بودند نبردى بود كه او را هزيمت كردند و تا در حلب رسانيدند : و هم در اين سال ، بدويان طى ، وصيف پسر سوارتكين را در فيد محاصره كردند . وصيف به امارت موسم حج فرستاده شده بود ، سه روز در محاصره بود . پس از آن به مقابلهء بدويان برون شد و با آنها نبرد كرد و كسانى از ايشان را بكشت كه بدويان هزيمت شدند و وصيف با حجگزارانى كه همراه وى بودند حركت كرد . در اين سال فضل بن عبد الملك هاشمى سالار حج بود . ( 137 آنگاه سال دويست و نود و پنجم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و نود و پنجم بود از جمله آن بود كه عبد الله بن ابراهيم مسمعى به مخالفت سلطان از شهر اصبهان به يكى از دهكده هاى آن رفت كه در چند فرسنگى اصبهان بود و چنان كه گفتهاند نزديك به ده هزار كس از كردان و ديگران به دو پيوستند . بدر حمامى دستور يافت به مقابلهء وى رود ، جمعى از سرداران و نزديك پنجهزار از سپاهيان به دو پيوسته شدند . در همين سال حسين بن موسى به غافلگيرى به بدويان طى تاخت ، كه با وصيف